علی ای همای رحمت توچه آیتی خدا را

که به ما سوا فکندی همه سایۀ هما را

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه­ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه­ی علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تُست اکنون به اسیر کن مدارا

به جز که آرد پسر  ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو ...