و بنی آدم های اولیه از صبح تا شام در
جنگلها به جست و جوی غذا میپرداخت و غذای خود را از میوهی درختان، ریشه و برگ
گیاهان و تخم پرندگان به دست میآورد.
آن ها خانه ای نداشتند تا در آن استراحت
کنند و برای این که از حمله حیوانات در امان بمانند به درون غارها پناه میبرند.
خداوند به انسان در مقایسه با بقیه
جانوران نعمت های بزرگی عطا کرده است؛ به آن ها عقل و شعور داد و پیامبران را
فرستاد تا آن ها را هدایت کنند و راه و رسم چگونه زیستن را به آن ها بیاموزند.
انسان های اولیه با دستان توانا و فکر
خلاق خود برای برآوردن نیازهایش توانست وسایلی را بسازد. اولین ابزار انسان بیشتر
سنگی بود؛ در ابتدا از سنگ و شاخه های درختان و استخوان حیوانات برای کندن زمین و
پیدا کردن ریشه ی گیاهان و سوراخ کردن پوست برای تهیه ی لباس استفاده میکردند اما
با گذشت زمان انسان ابزارهای بهتر و جدیدتری ساختند.
انسان ها به صورت گروهی به یک جانور بزرگ
جثه، حمله میکردند. شکار، غذای زیادی برای آن ها فراهم میکرد؛ آن ها از پوست
حیوان لباس و از شاخ آن نیزه و از استخوان شان سوزن درست میکردند.
با به هم زدن بعضی سنگ های سفید رنگ میتوانستند
آتش درست کنند. از آتش برای گرم کردن، روشنایی، و پختن گوشت و ایجاد کره برای پاجه
کردن گِل ظروف سفالی استفاده میکردند.
انسان های نخستین در جست و جوی خانه و
مکانی امن، به غارها پناه میبردند؛ غار آنها را از سرما و گرما و حمله ی حیوانات وحشی حفظ میکرد.
شکل گیری روستاها
انسان های اولیه به تدریج آموختند
حیواناتی مانند گوسفند، بز، سگ و بعضی از پرندگان را اهلی کنند.
در دوره ی شکار، مردان به شکار میرفتند
و زنان در پناه گاه ها میماندند. وظیفه ی آن ها نگهداری از بچه ها و جمع آوری
گیاهان خوراکی بود.
آن ها وقتی دیدند دانه ای در جایی می
افتد و پس از مدتی در آن جا گیاهی سبز می شود، به کاشتن دانه هایی چون گندم و جو
پرداختند و بدین سان کشاورزی را آموختند و از آن پس مجبور شدند در کنار چشمه ها و
دریاها خانه های دائمی بسازند تا از مزرعه مراقبت نمایند و به این ترتیب اولین
روستاها در کنار دریاچه ها و چشمه ها شکل گرفت.
پیدایش شهرها
با رواج کشاورزی، غذا به اندازه ی کافی
برای همه تولید و حتی ذخیره میشد و دیگر مجبور نبودند همه افراد به کار کشاورزی
مشغول شوند؛ بنا براین برخی از مردم به کارهای دیگری رو آوردند.
رواج پول
انسان های اولیه نیازهای خود را از راه
مبادله ی کالا به کالا برطرف میکردند؛ برای مثال اگر کشاورزی گندم زیادی داشت
مقداری از آن را به کسی که ابزار کشاورزی می ساخت می داد و وسیله ای را که به آن
نیاز داشت میگرفت.
با ادامه این روند جمعیت بعضی از روستاها
زیاد شد و این روستاها به شهر تبدیل شدند. اولین شهرها در کنار رودهای پر آب دجله
و فرات و نیل و کارون به وجود آمده اند.
از جمله شهر بابل در کنار رود فرات به
وجود آمد. یکی از حاکمان شهر بابل، حمورابی نام داشت. او برای حفظ نظم این شهر
بزرگ، دستور داد قوانینی را روی قطعه سنگ های بزرگ ثبت کنند سپس آن ها در میدان
های شهر نصب بگذارند تا مردم از قوانین آگاه شوند.
پیدایش کشور و حکومت
در ابتدا هر شهر به طور مستقل اداره میشد
اما به تدریج حاکمان بعضی از شهرهای بزرگ، به شهرهای دیگر حمله کردند و آن ها را
تصرف کردند؛ در نتیجه یک نفر حاکم چند شهر و روستا شد. و به این شکل نخستین کشورها
و حکومت ها به وجود می آمدند.
بعثت پیامبران
بعضی از حاکمان برای اداره زندگی
درباریان از مردم مالیات زیاد می گرفتند حتی با تجاوز به شهرها و روستاهای اطراف
آن ها را به خاک و خون میکشیدند و با غارت مال و اموال مردم برای خود کاخ های زیبایی می ساختند و به
خوش گذرانی مشغول میشدند.
در آن زمان بعضی از نسان ها گمراه بودند
و به جای پرستش خدای یکتا، خورشید و ماه و بت ها را پرستش میکردند. خداوند برای هدایت و نجات مردم از دست
حاکمان و فرمان روایان ظالم پیامبرانی را فرستادند.
از جمله حضرت نوح علیه السلام که در بین
النهرین زندگی می کرد و حضرت ابراهیم علیه السلام که در بابل به دنیا آمد و با
نمرود فرمانروای بابل به نبرد پرداخت. همچنین حضرت موسی علیه السلام که در مصر به
دنیا آمد و با یکی از فرعون های مصر جنگید.
فرمان روایان مصر را فرعون میگفتند که
بعد از وفات شان، آن ها را در مقبره ی مخصوص دفن می کردند که این مقبره ها را
اهرام می گویند؛ اهرام مصر یکی از عجایب هفت گانه ی جهان است.
بعد از حضرت موسی علیه السلام حضرت عیسی
علیه السلام به رسالت مبعوث شد و بعد از آن پیامبر گرامی اسلام یعنی حضرت محمد
صلی الله علیه و آله و سلم که در مجموع صد و بیست و چهار هزار پیامبر از سوی خدای
متعال برای مردم مبعوث شده است که نام برخی از آنان در قرآن کریم آمده است.
نام گذاری ایران
حدود چهار هزار سال پیش، اقوامی که خود
را آریایی می نامیدند، از شمال دریای خزر به سرزمینی که الآن ایران نام دارد
مهاجرت کردند.
آریایی ها سه گروه بودند:
1-
مادها، در نزدیکی
های همدان.
2-
پارساها. در
نزدیکی های شیراز.
3-
پارت ها. در
نزدیکی های مشهد.
مادها با آشوری ها همسایه بودند، آشوری
ها همواره به سرزمین مادها حمله میکردند. سرانجام مادها سپاه منظمی را تشکیل
دادند و توانستند آشوری ها را شکست بدهند.
مادها در دامنه ی کوه الوند، شهری ساختند
و نام آن را هگمتانه گذاشتند. این شهر، پایتخت مادها و در محل همدان امروزی واقع
شده است.
کوروش
پادشاهان ماد پس از مدتی به مردم ظلم و
ستم کردند و به خوش گذرانی مشغول شدند. در این هنگام رهبر پارس ها که کوروش نام
داشت از این ضعف مادها استفاده کرد و به جنگ مادها رفت. سرانجام کوروش آن ها را
شکست داد و پادشاه ایران شد.
کوروش پس از آن که مادها را شکست داد،
حکومت هخامنشیان را تأسیس کرد. نام جد کوروش هخامنش بود.
داریوش
یکی دیگر از پادشاهان هخامنشی بود داریوش
بود. در زمان او ایران وسعت زیادی یافت. در دوران حکومت داریوش کارهای مهم ذیل
انجام گرفت:
1-
ساختن راه ها. راه
ها مهم ترین وسیله ی ارتباط بین شهرها و روستاها و پایتخت بود. در مسیر راه ها
قلعه های ساخته بودند که در آن ها عده ای سرباز از راه ها و کاروان ها پاسبانی می
کردند.
2-
ضرب سکه ی طلا.
3-
تعیین شهربان.
(داریوش برای اداره ی بهتر ایران آن را به بخش هایی تقسیم کرد و برای اداره ی هر
بخش یک شهربان انتخاب نمود).
4-
ایجاد ارتش
جاویدان. (به دستور داریوش، یک سپاه ده هزار نفری از سربازان آموزش دیده که همیشه
آماده ی جنگ بودند تشکیل شد.
حمله اسکندر
هخامنشیان 225 سال حکومت کردند. در اواخر
حکومت شان دچار اختلاف شده و در نتیجه ضعیف شدند. در این زمان اسکندر که پادشاه یونان
و مقدونیه بود به ایران حمله کرد و پایتخت هخامنشان یعنی تخت جمشید را تصرف کرده و
به آتش کشیدند.
اشکانیان
پس از این که هخامنشیان از اسکندر شکست
خوردند، جانشینان اسکندر که سلوکیان نام داشتند فرمانروای ایران شدند. پس از مدتی
پارت ها به فرماندهی اشک با سلوکیان جنگیدند.
پارت ها حکومت اشکانیان را به وجود
آوردند و پایتخت خود را شهر صددروازه که در نزدیکی دامغان امروزی است انتخاب
کردند، اما پس از مدتی شهر تیسفون که در نزدیک رودخانه دجله است پایتخت خود کردند.
در زمان اشکانیان سه تا مجلس وجود داشت:
1-
مجلس خانواده ی
شاهی.
2-
مجلس بزرگان و ریش
سفیدان قبایل و فرماندهان نظامی.
3-
مجلس مهستان؛ در
هنگام تصمیم گیری ها مهم، اعضای این دو مجلس در یک مجلس دور هم جمع میشدند که به
آن مجلس مهستان میگفتند.
در زمان اشکانیان جنگ ایران و روم بر سر
سرزمینی به نام ارمنستان روی داد؛ شاهان اشکانی نمی خواستند ارمنستان از ایران جدا
شود و به سرزمین رومیان ملحق شود. در یکی از جنگ ها کراسوس فرمانده رومی با هزاران
سرباز به ایران حمله کرد و با سورنا فرمانده قدرتمند ایرانی روبرو
شد و شکست خورد.
تولید حضرت عیسی علیه السلام
هم زمان با جنگ های اشکانیان با
امپراطوری روم، حضرت عیسی علیه السلام در فلسطین که تحت حکومت رومیان بود به دنیا
آمد.
ساسانیان
اشکانیان بر اثر حمله های قبایل خارجی و
اختلاف و نافرمانی فرمان روایان محلی بسیار ضعیف شدند. با ضعیف شدن حکومت مرکزی
اشکانیان، جنگ میان فرمان روایان محلی برای گرفتن سرزمین های یک دیگر شدت گرفت.
یکی از این فرمان روایان محلی، اردشیر
نوه ی ساسان بود که در فارس حکومت میکرد. اردشیر در جنگ با اشکانیان پیروز شد و
به تدریج سراسر ایران را تصرف کرد و خود را شاه ایران نامید و حکومتی را که به
وجود آورد به نام جدش ساسان نامگذاری شد.
دین رسمی
پیش از حکومت ساسانیان، اکثریت مردم
ایران زرتشتی بودند، کتاب مقدس زرتشتیان مانند قرآن مسلمانان اوستا نام دارد؛
اردشیر دین زرتشتی را دین رسمی ایران اعلام کرد؛ اصول دین زرتشت عبارتند از:
1-
پندار نیک. (نیت و
دل پاک)
2-
گفتار نیک. (نزاکت
زبانی)
3-
کردار نیک. (رفتار
پسندیده)
خسرو انوشیروان
یکی از پادشاهان ساسانی خسرو انوشیروان
بوده است. در زمان این پادشاه شهر تیسفون پایتخت ایران بود و کاخ های باشکوهی برای
خود ساخت که خرابه های یکی از آن کاخ ها هنوز باقی مانده و به نام (طاق کسری یا
ایوان مداین) معروف است. همچنین به دستور او دانشگاهی بزرگی در جندی شاپور ساخته
شد.
طبقات اجتماعی
در دوره ی ساسانیان مردم به دو طبقه
تقسیم میشدند:
1-
طبقه ی بزرگان.
(اشراف، سپاهیان و روحانیان زرتشتی که صاحبان مشاغل اصلی بودند).
2-
طبقه مردم معمولی.
(کشاورزان و کارگران و پیشه وران).
طبقه دوم حق نداشتند به طبقه بزرگان وارد
شوند از این رو نمی توانستند به مدرسه بروند و درس بخوانند و هنرهای مانند
سوارکاری و... را یاد بگیرند.
دین اسلام
بعد از خسرو انوشیروان، خسرو پرویز
پادشاه ایران شد. خسرو پرویز مردی خود خواه و خوش گذران بود و از رومیان شکست
خورد. در آن زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نامه ای به خسرو پرویز
نوشت و او را به دین اسلام دعوت کرد.
حکومت ساسانیان با گرفتن مالیات های
سنگین از مردم به آن ها ظلم می کردند و به این ترتیب نارضایتی و اختلاف طبقاتی
مردم هر روز زیاد و زیادتر می شد تا این که اعراب مسلمان به قلمرو ساسانیان
(ایران) حمله کردند.
سرانجام مسلمانان به دستور عمرو شهر
تیسفون (پایتخت ایران) را تصرف کردند و حکومت ساسانیان پس از چهار صد سال از بین
رفت.
از آنجا که دین اسلام انسان ها را به
برادری و برابری و مساوات و پاکی و درستی دعوت می کرد مردم به تدریج دین اسلام را
با آغوش باز پذیرفتند و دین اسلام به جای دین زرتشت دین رسمی مردم ایران شد و به
جای اوستا، قرآن به عنوان کتاب مقدس مورد پذیرش قرار گرفت.