قبض وبسط
به نام خدا
قبض وبسط تئوریک شریعت .
روشنفکران دینی مانند اقبال لاهوری . دکتر شریعتی . دکترسروش . مجتهد شبستری . سید جمال . محمد عبده و... به منظور بازسازی اندیشه ی دینی همواره درصدد ایجاد آشتی میان سنت ومدرنیته بوده اند . طرح نظریه ی ( قبض وبسط تئوریک شریعت ) یا همان تکامل معرفت دینی ازسوی دکترسروش نیز درهمین راستا انجام گرفته است .
این نظریه ازدیدگاه آقای سروش ازیک سو برسنت دینی متکی است وازسوی دیگر آخرین دست آورد های اندیشه ومعارف بشری را مد نظر داشته ودرصدد جمع میان این دواست . وی می گوید : ( تسلیم مطلق به تغییروتجدد شدن ثباتی ولذا دینی را باقی نمی گذارد و{ازطرفی } برثبات پای فشردن وبا دگرگونی ها هم آواز نشدن ودرآن ها با دیده ی انکار نگریستن زندگی دینی را در این روزگار ناممکن می سازد . ) عبدالکریم سروش . قبض وبسط تئوریک شریعت . چاپ پنجم . تهران . موسسه صراط . 1375. ص48.
دکتر سروش تنها راهکار مناسب برای این آشتی را نظریه ی قبض وبسط می داند . طبق این نظریه حقیقت قابل دست رس است . اما به رئالیسم پیچیده معتقد است ومی گوید تجربه طولانی وتاریخ معرفت به عالمان آموخته است که واقعیت دیریاب وتودرتواست وبه آسانی نمی توان ازحصول آن اطمینان یافت . ازاین رو نمی توان ازشناخت حق به راحتی دم زد . همان . ص 437 .
این نظریه ی معروف وجنجال برانگیزکه یکی ازلوازم آن پلورالیزم متنی است دارای هشت رکن است که می شود تلخیص آن ها را درقالب های : توصیف - تبیین - توصیه بیان کرد . که چهار رکن ازاین هشت رکن درقالب توصیف وسه رکن ازاین هشت رکن درقالب تبیین ویک رکن ازاین هشت رکن درقالب توصیه جای دارد :
1- توصیف :
رکن اول / دین ازمعرفت دینی متمایز است زیرا درمعرفت دینی تناقض واختلاف وناخالصی ونقص وجود دارد . درحالی که دین کامل وخالص وعاری ازاختلاف است . درواقع درک ما ازشریعت با خود شریعت تفاوت دارد .
رکن دوم / شریعت ثابت وصامت است وفقط هنگامی به سخن می آید که مردم دربرابر آن پرسشی را مطرح نماید .
رکن سوم / معرفت دینی بشری است . بشری بودن معرفت دینی دست کم دومعنی دارد :
· معرفت به دست انسان ها پرورده می شود .
· اوصاف بشردرمعرفت پرورده ی او ریزش می کند ومعرفت دینی هویتی بشری پیدا می کند .
رکن چهارم / اصل تحول وتکامل معارف . درنظرگاه وی همه ی معارف بشری وازآن جمله معرفت دینی درتحول تکاملی هستند . ولذا ازثبات هیچ معرفتی نمی توان سخن گفت ازجمله معرفت دینی چون این نیز نوعی معرفت بشری است .
2- تبیین :
رکن پنجم / اصل ترابط تغذیه وتلائم عام معارف . یعنی همه ی معارف بشری با یکدیگر درارتباط هستند .
رکن ششم / معرفت دینی نسبی وعصری است . یعنی معرفت دینی سراپا مستفید ومستمد ازمعارف بشری و وابسته به آن است . زیرا هیچ عالم دینی نمی تواند با ذهن خالی به سراغ متون دینی رفته وفتوا بدهد .
رکن هفتم / سر تحول وتکامل معرفت دینی را صرفا باید درتحول وتغییر وتکاملی که درسایر علوم بشری رخ می دهد جستجو کرد .
3- توصیه :
رکن هشتم / آن معرفت دینی که سازگار با علوم عصری نیست ناقص است . بنابراین عالمان دینی باید فهم خود را ازدین با دستاورد های علوم تجربی وانسانی وعقلی عصرخود منطبق سازند .
نقد ونظر : ....
این یک کودک مسلمان آسیایی است که همه او را فراموش کرده اند!