ادبیات فارسی 1-1
به نام خدا
شاهنامه فردوسی ، شاهکار ادب فارسی ویکی از عالی ترین نمونه های شعر سبک خراسانی است . نظم این اثر بزرگ درسال 365. یا 370. هجری شروع می شود و پس از سی یا سی وپنج سال به پایان می رسد .
موضوع این شاهکار جاودان ، تاریخ ایران قدیم ازآغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت ساسانیان به دست مسلمانان است و بر روی هم به سه دوره ی 1- اساطیری 2- پهلوانی 3- تاریخی تقسیم می شود .
1- دوره ی اساطیری ازعهد کیومرث تا ظهور فریدون ادامه دارد. دراین عهد از پادشاهانی مانند کیومرث ، هوشنگ ، تهمورث وجمشید سخن به میان می آید . تمدن ایرانی دراین زمان تکوین می یابد . کشف آتش ، جداکردن آهن ازسنگ ، ورشتن وبافتن وکشاورزی کردن وامثال آن دراین دوره صورت می گیرد .
دراین عهد جنگ ها معمولا جنگ های داخلی است وجنگ با دیوان – بعضی احتمال داده اند که منظور از دیوان ، بومیان فلات ایران بوده اند که با آریایی های مهاجرومهاجم شمال سیبری همواره تامدتی جنگ وستیزداشته اند – ومنکوب کردن آن ها بزرگ ترین مشکل عصر بوده است .
در پایان این عهد ، ضحاک دشمن پاکی وسمبول بدی به حکومت می نشیند، اما سرانجام پس از سالیانی دراز ، فریدون به یاری کاوه ی آهنگر وحمایت مردم ، او را ازمیان می برد ودوره ی جدید آغاز می شود .
2- دوره ی پهلوانی یا حماسی از پادشاهی فریدون شروع می شود . ایرج منوچهر، نوذر، زاب ، وگرشاسب به ترتیب به پادشاهی می نشینند . جنگ های میان ایران وتوران آغاز می شود .
پادشاهان کیانی مانند کیقباد ، کیکاووس ، کیخسرو، وسپس لهراسب وگشتاسب روی کارمی آیند. دراین عهد دلاورانی مانند زال ، رستم ، گودرز، طوس ، بیژن ، سهراب وامثال آن ظهورمی کنند .
سیاوش پسر کیکاووس به دست افراسیاب تورانی{پدرزنش} کشته می شود ورستم به خون خواهی او به توران زمین می رود وانتقام خون سیاوش را از افراسیاب می گیرد . درزمان پادشاهی گشتاسب زرتشت پیغمبرظهورمی کند واسفندیار به دست رستم کشته می شود . مدتی پس از کشته شدن اسفندیار ، رستم نیز به دست برادر خود {شغاد}ازبین می رود وسیستان به دست بهمن پسراسفندیار باخاک یکسان می گردد ، و با مرگ رستم دوره ی پهلوانی به پایان می رسد .
3- دوره ی تاریخی با ظهوربهمن آغاز می شود ، و پس ازبهمن ، همای وسپس داراب و دارا پسرداراب به پادشاهی می نشیند . دراین زمان اسکندر مقدونی به ایران حمله می کند ودارا که همان داریوش سوم است را می کشد و به پادشاهی می نشیند. پس از اسکندر دوره ی اشکانیان درابیاتی چند بیان می گردد وسپس ساسانیان روی کار می آیند وآن گاه حمله ی مسلمانان به رهبری عمر{خلیفه ی دوم} پیش می آید وبا شکست ایرانیان شاهنامه به پایان می رسد .
فردوسی درتدوین شاهنامه از مآخذی چند استفاده کرده است که در درجه ی اول شاهنامه ی منثور ابومنصوری را می توان نام برد .
شاهنامه ی فردوسی که قریب شصت هزار بیت دارد در واقع سند ملیت ایران وپشتوانه ی بزرگ زبان فارسی است ونه تنها از لحاظ تاریخی وملی بلکه ازجهت هنری وفنی بزرگ ترین اثر ادبی به شمار می رود .
درطی این منظومه ی بزرگ چندین حماسه ی کامل وعالی مانند داستان ایرج ، داستان سیاوش ، داستان سهراب ، داستان فرود واسفندیار را می توان دید که با بهترین حماسه های جهان پهلو می زنند .
عظمت همین حماسه ها ، باعث شده است که شاهنامه در ردیف عالی ترین آثارحماسی جهان قرار گیرد . هدف فردوسی از تدوین شاهنامه ، گذشته از احیای زبان فارسی ، تقویت روحیه ی مبارزه جویی با بیگاناگان وبیگانه پرستان ومقاومت در برابر دشمنان بوده است .
به همین دلیل است که می بینیم همه جا درشاهنامه ، محرک اصلی جنگ ، حس افتخار وعشق به آزادی ویا حس انتقام است .
یک جا کین ایرج درمیان است وجای دیگر خون ساوش . یک جا مرزهای ایران درخطراست وجای دیگر دین درشرف زوال ونابودی است . درشاهنامه ، همه جا ، احساسات عمیق وطنی درکنارتعالیم لطیف اخلاقی جلوه گراست .
شیوه ی بیان وسخن فردوسی استواری وجزالتی خاص دارد . قدرتی که وی درآوردن تعبیرات گوناگون دارد ، نوعی عظمت به کلام او می بخشد .
آفریدن معانی وآوردن وصف ها وتشبیه های طبیعی شعرفردوسی را ممتارکرده است . ابیات سست ولغات عربی وکلمات نامانوس فارسی ونیز لغات واصطلاحات تازی درکلام فردوسی بسیاراندک است .
در توصیف مناظر ونمودن احوال وحتی بیان حکمت و عبرت نیز از دقایق بلاغت هیچ فرو گزار نکرده است وبا آن که سبک کلی شعر او خراسانی است اما می توان او را صاحب سبکی ممتاز به شمار آورد که با شعر دیگران فرق بسیاردارد .
شاهنامه نه تنها از جهت تنظیم وترکیب وتلفیق داستان ها به نوعی وحدت وتمامیت هنری نزدیک می شود بلکه از لحاظ بیان و زبان شاعرانه یعنی شکل ظاهری و شکل ذهنی شعر اهمیتی خاص دارد.
اینک جنگ رستم واشکبوس وتصویرگری فردوسی :
دلیری که بد نام او اشکبوس
همی برخروشید برسان کوس
بیامد که جوید زایران نبرد
سرهم نبرد اندر آرد به گرد
زگردان ایران هماورد خواست
زجولان او درجهان گرد خاست
بشد تیز رهام با خود وگبر
همی گرد رزم اندر آمد به ابر
درآمیخت رهام با اشکبوس
برآمد زهردو سپه بوق وکوس ....
این یک کودک مسلمان آسیایی است که همه او را فراموش کرده اند!