به نام خدا

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید .

     روزی زکریای نبی ، آرام آرام به عبادتگاه دخترش پارسایش به نام  مریم نزدیک شد .

او را در گوشه ای مشغول عبادت دید .

ناگهان چشمش خیره ماند .

-        دخترم !... تو که امروز از مسجد بیرون نرفته ای ؟

-        خیر.

-        کسی نیز این جا نیامده است ؟

-        خیر.

-        پس ... این ...  غذاها ... این ها از کجا رسیده است ؟... این میوه ها ... این میوه ها که دراین فصل پیدا نمی شود .

-        دختر پارسا با کلام خود ، چشمان پیامبر خدا را غرق در اشک شوق کرد .

-        به امر پروردگار توانا این هدیه ها از آسمان برایم می آید ودر کنارم قرار می گیرد .

                      ***

سال ها بعد ، خدای متعال به مریم فرزندی بخشید که نام او را عیسی مسیح  گذاشتند ، او همراه مادرش، خدای یکتا را عبادت می کرد . هنگامی که نوزادی بیش نبود، در گهواره این چنین سخن گفت : انی عبدالله آتانی الکتاب وجعلنی نبیا - یعنی من بنده ی خداوندم ، او به من کتاب آسمانی عطا کرده است . مرا پیامبر خود قرار داده و وجودم را پر از برکت ساخته است ... سوره ی مریم – آیه ی 30.

  آری ، عیسی مسیح علیه السلام از همان کودکی ، نشانه ای از نشانه های بزرگی واعجاز خداوند بود وآن گاه که جوانی نیرومند شد ، نیکی ونیکو کاری او زبانزد مردمان گردید .

  اویکی از پیامبران بزرگ شد  و از خداوند فرمان گرفت تا دعوت خویش را آشکار سازد و مردم را به دستورات الهی فراخواند .

  او آشکارا ندا می داد : ای مردم ، من پیامبرخدا وفرستاده ی او به سوی شما هستم . گواهی می دهم که آن چه از تورات موسی علیسه السلام نزد من است ، برحق است .

  او می گفت : ای مردم ! من به شما مژده ی آمدن پیامبری را می دهم که پس از من می آید ونام او احمد است ودین اسلام را تاسیس می کند. سوره ی صف آیه ی6.

  دشمنان دین خدا نیز آرام ننشستند وبرای کشتن عیسی مسیح اقدام کردند ، اما خدا با او بود .

  هنگامی که می خواستند او را بکشند ، شخصی را به جای اواشتباهی به دار آویختند وبدین سان اوسالیان درازی است که  از چشم انسان های شروروآدم کش، پنهان شده است ، اما روزی ان شاءالله دوباره به عنوان یکی از یاران حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف ظهورنموده  وجهان را پراز عدل و داد می کند.