عقیده شیعه
انسان کامل کیست ؟
اگرکسی در باره ی دین تفکرنکند وبه جهان بینی وایدئولوژی درست دست پیدا نکند ، به کمال انسانی نخواهد رسید . زیرا شرط انسان زیستن ، داشتن جهان بینی وایدئولژی صحیح است . این سخن مبتنی برسه مقدمه است :
1- انسان موجودی کمال جو است وگرایش به کمال یک عامل فطری نیرومند در اعماق روح انسان است ، زیرا هیچ فردی یافت نمی شود که عیب ونقصی داشته باشد وسعی نکند که آن ها را تا حد امکان ازخودش برطرف نکند .
2- کمال انسانی در سایه ی رفتارهای اختیاری برخاسته از حکم عقل حاصل می شود، زیرا انسان از نیروی عقل برخوردار است که به وسیله ی آن می تواند دایره ی معلومات خود را تا بی نهایت توسعه دهد .
3- احکام عملی عقل در پرتو شناخت های نظری خاصی شکل می گیرد که مهم ترین آن ها اصول سه گانه جهان بینی است ، یعنی شناخت مبداء{توحید} شناخت سرانجام زندگی{معاد} شناخت نقشه راه {نبوت} - هستی شناسی / انسان شناسی/ راه شناسی.
نتیجه آن که تلاش برای شناختن دین حق که شامل جهان بینی وایدئولوژی درست ومنطقی می باشد ضرورت دارد وبدون آن ، رسیدن به کمال انسانی ممکن نیست. چنان که این مطلب در قرآن کریم نیز آمده است : سوره محمد / آیه 12. سوره حجر/ آیه 3.
راه حل مسائل بنیادی کدام است ؟
هنگامی که انسان در صدد حل مسائل بنیادی وسرنوشت ساز جهان بینی وشناختن اصول دین حق برمی آید در نخستین گام با این سئوال مواجه می شود که : از چه راهی باید این مسائل را حل کرد واساسا" چه راه های برای شناخت وکسب معرفت وجود دارد ؟ وکدام یک ازآن ها مورد اطمینان است ؟
انواع شناخت کدام است ؟
شناخت های انسانی را از یک دیدگاه می توان به چهار قسم تقسیم کرد :
1- شناخت تجربی وعلمی .
2- شناخت عقلی .
3- شناخت تعبدی .
4- شناخت شهودی.
انواع جهان بینی کدام است ؟
براساس تقسیمی که در باره ی شناخت کرده اند ، می توان تقسیمی برای جهان بینی بدین صورت در نظرگرفت :
1- جهان بینی علمی . یعنی انسان براساس دستاوردهای علوم تجربی ، نگاه و بینش کلی در باره ی انسان وجهان پیدا کند.
2- جهان بینی فلسفی . یعنی انسان از راه استدلال وتفکرعقلانی به یک معرفت کلی نسبت به انسان وجهان دست پیدا کند .
3- جهان بینی دینی . یعنی انسان از راه ایمان به رهبران ادیان وپذیرش سخنان آنان ، به یک دیدگاه کلی نسبت جهان وانسان نایل شود.
4- جهان بینی عرفانی . یعنی انسان از راه کشف وشهود واشراق ، نسبت به انسان وجهان صاحب شناخت شود .
کدام یک ازاین شناخت ها ارزشمند است ؟
از آن جا که قلمروعلوم تجربی محدود است نمی توان با آن درباره ی انسان وخدا وجهان نظرداد ویا چیزی را نفی ویا اثبات کرد. اما شناخت تعبدی نیز جنبه ی ثانوی دارد ومتفرع بر این است که قبلا" اعتبار منبع یا منابع آن ثابت شده باشد. شناخت شهودی وعرفانی واشراقی نیز نیازمند سال ها سیروسلوک است وکارهرکسی نیست ونیازمند مبانی نظری می باشد .
براین اساس خود به خود تنها راهی که فراروی انسان معاصر وهرجوینده ی راه حل برای مسائل بنیادی جهان بینی گشوده است، راه عقل وتفکرعقلانی است . ازاین رو جهان بینی واقعی را باید جهان بینی عقلی وفلسفی دانست .
راه های شناخت خدا کدام است ؟
از یک نظر می توان دلایل خداشناسی را به راه های تشبیه کرد که برای عبور از رودخانه ای احداث شده است :
1- راه ساده چوبی، برای عابران ساده و سبک بار .
2- راه سنگی طولانی، برای کسانی که اهل تحقیق هستند .
3- راه آهنی پرپیچ وخم ، برای کسانی که بارسنگینی از شبهات و وساوس را بردوش دارد.
دراین جا تنها به راه ساده خداشناسی اشاره می کنیم :
راه ساده خداشناسی ویژگی های دارد که که مهم ترین آن ها قرارذیل است :
1- این راه نیازی به مقدمات گیج کننده فلسفی وفنی ندارد وبرای عامه ی مردم مفید ومکفی است .
2- این راه مستقیما" به سوی آفریننده ی دانا وتوانا رهنمون می شود .
3- این راه بیش از هرچیز نقش بیدار کننده فطرت انسان را دارد .
با توجه به این ویژگی ها ، رهبران دینی این راه را برای توده های مردم برگزیده اند .
راه ساده خداشناسی چیست ؟
راه ساده ی خداشناسی ، تامل در نشانه های خدا درجهان است ،به تعبیرقرآن کریم یعنی تفکر در آیات الهی . گویی هریک از پدیده های جهان نشانی از مقصود ومطلوب آشنا دارد وعقربه ی دل را به سوی مرکز هستی که همیشه ودرهمه جا حضوردارد هدایت می کند .
همین نوشتاری را که شما دارید می خوانید نشانه ی از اوست ، مگر نه این است که با خواندن این نوشتار با نویسنده آگاه وتوانا وهدفداری آشنا می شوید؟ آیا هیچ احتمال داده اید که این نوشتار دراثر یک تصادف وبه صورت اتفاق وبی هدف به وجود آمده باشد ؟
آری ، هرنظمی نشانه ای از ناظم هدفمند دارد وچنین نظمی در سراسر جهان ، مشاهده می شود و همگی یک نظام کلی را تشکیل می دهد که آفریننده ی حکیمی آن را پدید آورده وهمواره به عنوان رب به اداره وتدبیرآن مشغول است ./ سوره انعام. آیه 95.
چگونه خدا اثبات می شود ؟
برای اثبات خدا یا به اصطلاح فلسفی همان واجب الوجود یک برهان وجود دارد وآن این است که :
1- موجود یا واجب الوجود است ویا ممکن الوجود ، وهیچ موجودی ازنظرعقلی ازاین دو فرض بیرون نیست .
2- نمی توان همه موجودات را ممکن الوجود دانست ، زیرا ممکن الوجود همواره نیازبه علت دارد.
3- اگرهمه ی علت ها ممکن الوجود وبه نوبه ی خود نیازمند به علت دیگری باشند هیچ گاه هیچ موجودی به وجود نخواهد آمد . {به اصطلاح منطقی وفلسفی یعنی تسلسل محال است}
فرض کنید یک تیم دونده ، جلو خط شروع ایستاده وآماده ی دویدن هستند ولی هرکدام از ایشان تصمیم گرفته است که تا دیگری دویدن را شروع نکند او هم شروع به دویدن نکند ، اگر این تصمیم واقعا" عمومیت داشته باشد هیچ گاه هیچ کدام از دوندگان شروع به دویدن نخواهد کرد وبازی انجام نخواهد شد .
خدای متعال چه صفاتی دارد ؟
با توجه به اثبات وصف واجب الوجود بودن برای خدای متعال دو صفت دیگر نیزاثبات می شود :
یکی ازلی بودن یعنی درگذشته سابقه ی عدم نداشته است
ودیگری ابدی بودن یعنی در آینده هم هیچ گاه معدوم نخواهد شد .
گاهی مجموع این دو صفت را تحت عنوان { سرمدی } بیان می کنند .
با توجه با اثبات وصف واجب الوجود بودن خدای متعال می توانیم بگوئیم که ازلوازم این وصف مرکب نبودن
وجسم نبودن
ودیده نشدن
ومکان وزمان نداشتن است ، زیرا تمان این اوصاف از خواص اجسام است .
واجب الوجود یعنی همان خدای متعال،علت برای همه ی مخلوقات است . علت برچهارقسم است : علت حقیقی علت اعدادی علت جانشینی علت انحصاری . خدای متعال علت حقیقی وهستی بخش است وچند ویژگی دارد :
1- علت هستی بخش باید کمالات همه مخلوقات را به صورت کامل تری دارا باشد .
2- علت هستی بخش معلول خود را از نیستی به هستی می آورد .
3- علت هستی بخش علت حقیقی است ، بنا براین وجود او برای مخلوقات ومعلول ها ضرورت دارد وهمواره جهان هستی نیازمند خدای متعال است .
با توجه به کمالات نا متناهی الهی ، هرگونه صفتی که دلالت برکمال داشته باشد ومستلزم هیچ نقص ومحدودیتی نباشد قابل صدق بر خدای متعال خواهد بود .
صفات خدای متعال یا ذاتیه است مانند حیات وعلم وقدرت و... ویا فعلیه مانند خالقیت وربوبیت والوهیت و... اراده وحکمت و کلام وصدق و...
چرام برخی از مردم منحرف شده اند ؟
الحاد ومادی گری وانحراف ، سابقه ای طولانی در تاریخ بشر دارد وعلی رغم این که همواره در جوامع بشری – تا آنجا که شواهد تاریخی ودیرینه شناسی نشان داده است – اعتقاد به آفریدگار ، وجود داشته است از زمان های قدیم ، افراد یا گروه های ملحد ومنکر خدا هم یافت می شده اند .
ولی رواج بی دینی از قرن هجدهم میلادی در اروپا به صورت عکس العملی در برابر رفتار روحانیون مسیحی واربابان کلیساها آغازشد واندک اندک به سایرمناطق جهان گسترش یافت. ولی به طورکلی می توان سه دسته از علل وعوامل را نام برد:
1- علل روانی ، مانند راحت طلبی ومیل به بی بند وباری ونداشتن احساس مسئولیت .
2- علل اجتماعی ، یعنی اوضاع واحوال اجتماعی نا مطلوبی که در پاره ای از جوامع ، پدید می آید ومتصدیان ودست اندرکاران اموردینی ، نقشی در پیدایش یا گسترش آن ها دارند . مانند اعتراض مردم نسبت به رفتارهای ناشایست کلیسائیان در زمینه های مذهبی وحقوقی وسیاسی و...
3- علل فکری ، یعنی اوهام وشبهاتی که به ذهن شخصی می آید و یا از دیگران می شنود ودر اثر ضعف نیروی تفکر واستدلال ، قدرت بردفع آن ها را ندارد.
حل چند شبه :
1- اعتقاد به وجود نامحسوس و وعالم غیب....
2- نقش ترس وجهل در اعتقاد به خدا....
3- آیا اصل علیت ، یک اصل کلی است ؟....
4- دستاوردهای علوم تجربی ....
ادامه دارد.
این یک کودک مسلمان آسیایی است که همه او را فراموش کرده اند!