اصلاح

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا منافسة فی سلطان و لا التماس شیء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهرالاصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطلة من حدودک./نهج البلاغه، خ129.

خدایا تو خود آگاهی که آنچه از ناحیۀ ما صورت گرفت رقابت در کسب قدرت یا خواهش فزون طلبی نبود، بلکه برای این بود که سنن تو را که نشانه­های راه تواند بازگردانیم و اصلاح آشکار و چشمگیر در شهرهای تو به عمل آوریم که بندگان مظلوم و محرومت امان یابند و مقررات به زمین ماندۀ تو از نو بپا داشته شوند.

واژۀ اصلاح یعنی سامان بخشیدن، نقطۀ مقابل افساد است و یکی از زوجهای متضاد در قرآن کریم به شمار می­رود مثل علم و جهل، خیر و شر و... برخی از این زوجهای متضاد از آن جهت در کنار یکدیگر مطرح می­شوند که یکی باید نفی و طرد شود و دیگری جامۀ تحقق بپوشد اصلاح و افساد از این قبیل است.

در قرآن کریم پیامبران به عنوان مصلح یاد شده است: ان ارید الاالاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب./ سورۀ هود،88. ائمۀمعصوم(ع) نیز جملگی نقش خود را از نظرگاه فعالیتهای اجتماعی به عنوان (مصلح) توضیح می­دادند: چنانکه امام حسین علیه السلام در وصیتنامۀ معروفش خطاب به محمد بن حنفیه کار خود را عنوان (اصلاح) و به خود عنوان (مصلح) داده است: انی لم اخرج اشراً و لابطراً و لامفسداً و لاظالماً، انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی، ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدی و ابی./مقتل الحسین مقرّم، ص156.

در تاریخ هزار سالۀ اسلام نیزجنبشهای اصلاحی فراوانی گذشته از سیره و روش پیامبران و امامان معصوم(ع) اتفاق افتاده است که سلسله جنبان آنها در صد سالۀ اخیر سید جمال الدین اسد آبادی معروف به افغانی است. نهضت سید جمال هم فکری بود و هم اجتماعی، او می خواست رنسانس اسلامی به وجود بیاورد.

سید یک سلسله دردهای داشت که برخی از آنها قرار ذیل است:

1-      استبداد حاکمان.

2-      جهالت مردم.

3-      نفوذ عقاید خرافی.

4-      جدایی و تفرقه میان مسلمانان.

5-      نفوذ استعمار.

تلقی سید جمال الدین این بود که این دردها توسط امور ذیل درمانپذیر است:

1-      جهاد با خودکامگی مستبدان.

2-      فراگیری علوم و فنون جدید.

3-      بازگشت به قرآن و سنت معتبره و سیرۀ سلف صالح.

4-      اعتقاد به توانایی مکتب و ایدئولوژی اسلام.

5-      مبارزه با استعمار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی.

6-      اتحاد جبهۀ و سیاسی و تشکیل صف واحد مسلمانان در برابر غرب.

7-      احیای روح پرخاشگری و شهادت طلبی.

8-      مبارزه با خود باختگی در برابر مظاهر تمدن غرب.

پس از سید جمال، محمد عبده دومین شخصیتی است که نامش به عنوان مصلح در دنیا طنین انداز است، شیخ محمد عبده شاگرد و مرید سید جمال است و زندگی معنوی خود را مدیون سید جمال می­دانست. آنچه اندیشه و فکر شیخ محمد عبده را به خود مشغول کرده بود بحرانی شدن اندیشه و فکر یک مسلمان هنگام مواجه شدن با تمدن غربی بود یعنی (اسلام و مقتضیات زمان). شیخ محمد عبده مانند سید جمال در پی وحدت دنیای اسلام بود از این رو نهج البلاغه را خواند و در صدد شرح و نشر آن برآمد.

پس از شیخ محمد عبده، سومین قهرمان میدان اصلاح طلبی اسلامی شیخ عبدالرحمن کواکبی است، وی اهل سوریه و از تبار شیخ صفی الدین اردبیلی مؤسس سلسلۀ صفویه است. کواکبی یک متفکر و مبارز ضد استبداد بود و بر علیه ترکان عثمانی که بر سوریه حکومت می­کردند جانانه جهاد کرد.

کواکبی معتقد بود که آگاهی و شعور سیاسی برای مسلمانان واجب و لازم است و صرفاً (رژیم سیاسی) که مثلا مشروطه باشد یا جمهوری اسلامی و ...به تنهایی قادر نیست که جلو استبداد را بگیرد؛ زیرا هر رژیمی حتی با روکشی از اسلام و مشروطه و...ممکن است حالت استبداد پیدا کند. بنابراین آنچه می­تواند جلو استبداد را بگیرد حضور و شعور و دخالت و نظارت و اقدام مردم است.

پرسشی که در اینجا مطرح است این است که چرا پس از این سه قهرمان اصلاح طلبی جهانی، دیگر در سطح جهان شخصیتی که قهرمان جهانی اصلاح طلبی شمرده شود ظهور نکرده است.؟

پاسخ این پرسش از منظر برخی از متفکران این است که یگانه عامل یا یکی از عوامل عمده در این خصوص این است که گرایش شدید مدعیان اصلاح و عدالت، بعد از این سه شخصیت بزرگ به سوی قوم گرایی و نژاد گرای و زبان گرایی و منطقه گرایی و فرقه گرایی باعث شد که اعتماد بچه مسلمانان از مدعیان این واژه­های ایده­آل و مقدس و متعالی سلب شود و روح انقلابی و پر خروش مبارزه با فتنۀ جهانی تبدیل گردد به مبارزه باافرادی که نظریاتی برخلاف معتقدات یک حاکم دارد.

در نتیجه چون مدعیان اصلاح طلبی خواسته یا ناخواسته گرفتار دایرۀ تنگ اندیشه­های محدود ناسیونالیستی و منطقه ­ی و  قومی و قبیله ­ی و ..خود شان شده­اند، بچه مسلمانان آن باور و ایمان قبلی خود نسبت به این به اصطلاح مدعیان عدالت و... را از دست داده و یا لااقل خواهند داد.

والسلام.