1-     تجربه عسکری، تحول فکری و ادامه تحصیل در خارج از کشور

استاد مزاری بر خلاف نظر اعضای خانواده و دوستان خود که وی را از رفتن به عسکری منع می­کردند تصمیم گرفت که به صورت داوطلبانه هم برای خدمت به کشور و میهن و هم برای بررسی اوضاع و دستیابی به تجربیات جدید در زندگی عازم خدمت سربازی شود و بدون شک در این قسمت هم نصایح و ارشادات شهید بلخی برای او بی تأثیر نبوده است.

استاد مزاری بعد از بازگشت از خدمت سربازی به منطقه، باز هم فوراً به مدرسه شیخ سلطان در مزار شریف که در آن زمان رونق خاصی داشت به ادامه تحصیل مشغول شد، ولی این مقدار هرگز نمی­توانست عطش روح تشنه او را فرو بنشاند.

از این رو در اوائل بهار 1351 هجری شمسی با اخذ پاسپورت، برای ادامه تحصیل عازم خارج کشور شد و از آنجا که علاقه خاصی به حوزه علمیه قم پیدا کرده بود، پس از مسافرت به عراق و زیارت عتبات مقدسه در نجف و کربلا به ایران برگشت و تا سال 1355 هجری شمسی بدون وقفه به تحصیل دروس حوزوی اشتغال داشت.

علت انتخاب شهر قم از سوی استاد مزاری همان گونه که همیشه متذکر می­گردید این بود که حوزه علمیه قم تنها محل تحصیل درس­های رایج حوزه ای نیست، بلکه علاوه بر آن قم و محیط تحصیلی آن، کانون مهم مبارزات مخفی نیز به حساب می­آمد و این جنبه، جذبه خاصی را برای استاد مزاری در آن زمان به وجود آورده بود.

استاد شهید عبدالعلی مزاری پس از استقرار در قم با عشق و علاقه و پشتکاری که در شخصیت ایشان وجود داشت، با جدیت تمام تحصیل را آغاز کرده و بدون هدر دادن یک لحظه از وقت خود، درس سطح (معادل فوق لیسانس دانشگاه) حوزه را در کمترین مدت ممکن یعنی پنج سال به پایان رساند در حالی­که حد متوسط اتمام سطح در حوزه­ها ده سال است.

3- بازگشت دوباره به ایران و گرفتار شدن در زاندان­های شاه

پس از اتمام تحصیل در حوزه علمیه قم آن هم در سال­هایی که بیداری اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی با شدت تمام ادامه داشت؛ شخصیت سیاسی و فکری استاد مزاری پختگی بیشتری پیدا کرده و با روحیه­ی سرشار از امید و اطمینان و اراده جدی و استوار و با الهام از خط فکری امام خمینی برای نجات مردم افغانستان وارد صحنه سیاسی شد و خواست که مبارزه جدی را آغاز نماید.

 بنا براین تصمیم گرفت که به عراق برود و با امام خمینی که در آن زمان در آنجا از طرف شاه ایران تبعید شده بود و همچنین برخی از شخصیت­های سیاسی و مبارز ایرانی دیدار نماید.

استاد مزاری از عراق با کوله باری از تجربه و همت به ایران باز می­گردد اما در مرز ایران توسط سربازان شاه دستگیر و زندانی می­شود و در زندان با شهید رجایی (که بعداً رئیس جمهور ایران شد) از نزدیک آشنا می­شود که در برخی از مصاحبه­ها خاطرات خود را از این دیدارها و آشنایی­ها نقل کرده است.

استاد مزاری در زندان به دست ساواک شاه به شدت شکنجه می­شود؛ به اندازه­ای که آثار شکنجه­ها از جمله خاموش کردن سیگار توسط زندان بانان شاه بر روی صورت استاد تا مدت­ها هویدا بوده است.

استاد مزاری از ایران به افغانستان می­رود و پس از مدتی اقامت در کابل و دیدار با شخصیت­های مبارز کابل به مزار شریف می­رود و در آنجا با تأسیس کتابخانه، سعی می­کند به این بیداری اسلامی که در افغانستان و ایران و... اتفاق افتاده است عمق بخشیده و با فراهم کردن زمینه ی مطالعه و تحقیق طلاب و دانشجویان، به آن­ها بفهماند که مبارزه ی سیاسی یک وظیفه شرعی و مذهبی است.

اما با کمال تأسف به خاطر شرایط نامساعد سیاسی و فرهنگی افغانستان، این برنامه چندان مورد استقبال قرار نگرفت، چنان­که خود استاد مزاری در این خصوص نوشته است: «حتی برای مطالعه کتاب، پول (جایزه) در نظر گرفته بودیم و اعلان کردیم که هر کس مطالعه کتابی را تمام کند بیاید پول بگیرد.»

4- مبارزه سیاسی سازمان یافته

همان­طور که اشاره شد فعالیت­های سیاسی استاد مزاری از آغاز دهه پنجاه شروع می­شود؛ دهه­ی که آبستن حوادث بی­شماری به حساب می­آمد. استاد مزاری در این مقطع تاریخی حزب (سازمان نصر افغانستان) را بنیانگذاری و تأسیس کرد؛ چنان­که فرموده است:

«سازمان نصر در سال 1351 هجری شمسی تشکیل شده و این مطلب در نشریه سازمان درج شده و اعلامیه­ای که در آن زمان بدون اسم و رسم از سوی سازمان نصر منتشر شده در اول مرام نامه اشاره شده است. اولین بار هسته سازمان نصر در داخل افغانستان در سال 1352 به نام (روحانیت نوین) به وجود آمد و بعد به (حزب حسینی) تغییر نام یافت و در همین زمان بود که در خارج کشور هم هسته­ای به نام (روحانیت مبارز) در سال 1357 شکل گرفت.

وقتی انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید و در سراسر افغانستان نیز مبارزه شدت گرفت، این مجموعه­ها گرد هم آمدند و سازمان نصر را تشکیل دادند که در سال  1358 رسماً اعلام موجودیت کرد».

پس از اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیرشوروی و آغاز بیداری و جهاد در افغانستان، استاد مزاری در اوایل سال 1358 برای رهبری این بیداری و قیام مردمی بر ضد فرعون های زمان به داخل افغانستان می­شتابد و فراتر از شعار و سخنرانی­های آتشین و حماسه­ای، از  تابستان 1358 عملاً در جبهه قدرتمند منطقه ی چهار کنت، به حیث یک روحانی مجاهد در کنار ده­ها رزمنده ی دیگر؛ تا سال 1360- که دوباره به ایران بازمی­گردد- ایفای وظیفه می­کند.

5-  تشکیل حزب وحدت اسلامی افغانستان

در اوایل سال 1365 استاد مزاری تصمیم گرفت که به منظور بازدید از مجاهدین و بررسی وضعیت جبهات ضد اشغالگران روسی، و بازنگری در اوضاع سیاسی- نظامی، بار دیگر عازم افغانستان شود.

استاد مزاری در این دوران به این نتیجه رسید که با توجه به موقعیت دولت دست نشانده­ی روسی در افغانستان و انحصارگرایی شدید احزاب سنی افغانی مقیم پشاور پاکستان، چاره­ای جز این نیست که احزاب شیعی مقیم ایران باید با هم متحد باشند تا انقلاب و بیداری اسلامی از مسیر اصلی خود منحرف نشود.

بر این اساس استاد مزاری تلاش وسیعی برای تحقق این آرمان بلند آغاز کرد که سرانجام پس از تشکیل کنگره­ها و سمینارها و نشست­های متعدد در مناطق پنجاب، لعل، بهسود و جاغوری و بررسی دیدگاه­ها و نظرات مسئولین و فرماندهان ارشد احزاب شیعی، به تاریخ 25/4/ 1368 در مرکز بامیان، از سرتاسر مناطق شیعه نشین رهبران و فرماندهان بزرگ و مجاهدین و مردم، گردهمایی بزرگی را تشکیل دادند.

این گردهمایی و جلستات به مدت 9 روز ادامه پیدا کرد و اعضای شرکت کننده پس از 16 دور جلسه، تصمیم نهایی را مبنی بر اتحاد کامل گروه­ها اتخاذ نموده و کمسیونی را مأمور کردند که قطعنامه­ای را تحت عنوان «میثاق وحدت» آماده نمایند.

 و بدین سان حزب وحدت تأسیس گردید و دفاتر آن نیز در کشورهای ایران، پاکستان و چندین کشور دیگر به طور رسمی افتتاح گردید.

استاد مزاری با حوصله و بردباری و سعه صدر و ساده زیستی کم نظیر خود به همه اهداف حزب وحدت جامه­ی عمل پوشاند؛ هدف او چنان­که خود فرموده است: «هدف ما تشکیل حکومت اسلامی، مردمی فراگیر و مبتنی بر عدالت اجتماعی در افغانستان است.» بود.

استاد مزاری با صراحت تمام در راستای آرمان­های بلند بیدارگران اسلامی در صد ساله ی اخیر از جمله سید جمال­الدین افغانی، شیخ محمدعبده مصری، و شیخ عبدالرحمان کواکبی سوری، دکتر اقبال لاهوری و امام خمینی هندی، برای تحقق عدالت اجتماعی و احیای هویت اصیل اسلامی قیام کرده است.

(آری این چنین است ای برادر!) او به منظور جلوگیری از سقوط مجاهدین در دایره ی تنگ اندیشه های محدود همچون قومیت پرستی (ناسیونالیسم) و مذهب گرایی افراطی توسط احزاب افغانی مقیم پاکستان، که با وسوسه پشت پرده­ی استعمار تبلیغ و دامن زده می­شد و می­رفت تا مسیر انقلاب و خیزش خونین مردم افغانستان را منحرف سازد، به اتحاد اسلامی (تشکیل حزب وحدت) اقدام کرد.

6- پیروزی مجاهدین و اقامت استاد مزاری در کابل

با پیروزی مجاهدین در کابل و سقوط دولت کمونیستی مورد حمایت اتحاد جماهیر شوروی به ریاست دکتر نجیب الله، استاد مزاری نیز مرکز حزب وحدت اسلامی یعنی شهر بامیان را ترک نموده و از طریق مزار شریف عازم کابل گردید تا از نزدیک به ثمر نشستن درخت مقاومت ملت مسلمان و مجاهد افغانستان را نظاره گر باشد.

به گفته شاهدان عینی؛ استقبال از کاروان استاد مزاری از بامیان به سمت مزار و از آنجا به سمت کابل، در تاریخ این شهرها بی سابقه بوده است؛ از همین رو برخی از به اصطلاح رهبران قوم پرست که جهان بینی شان اقیانوسی به عمق یک سانت بود، تحمل این همه درخشش یک رهبر شیعی را در پایتخت افغانستان نداشتند، به مخالفت با استاد مزاری برخاستند.

7- آرزوی شهادت

از آنجا که وضعیت کابل هر روز بحرانی تر شده می­رفت، شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی و قوماندان­ها تصویب کرده بودند که باید استاد مزاری به خاطر مسایل امنیتی، محل اقامت خود را تغییر داده و به نقطه دیگری در خارج کابل نقل مکان نماید، اما پاسخ استاد مزاری در برابر این تصویب این بود که: «من تا آخرین لحظه در کنار مردم مظلوم غرب کابل (محله شیعه نشین) خواهم بود و در آخر سرنوشتم یا اسارت است یا شهادت»!

استاد مزاری هم به این وعده اش وفا کرد و (با وجود وسیله پرواز و خروج از منطقه جنگی) تا آخرین لحظه در کنار مردم باقی ماند. اما پس از آن­که منطقه شیعه نشین غرب کابل در محاصره شدید نیروهای متجاوز و کینه توز شورای نظار و اتحاد سیاف از یک طرف و نیروهای سنگدل طالبان از طرف دیگر قرار گرفت، صحنه ی خونین عاشورا یک بار دیگر در این منطقه ی از زمین باز هم تکرار شد؛ استاد مزاری با سایر همراهانش از جمله:

1-     ابوذر جاغوری.

2-     ابراهیمی.

3-     اخلاصی.

4-     عباس لومانی.

5-     سید علی.

6-     جان محمد ترکمنی همراه با هزاران نفر از مردم این ناحیه کابل، به تاریخ 22/12/1373 به طرز وحشیانه ای زیر رگبار تفنگ طالبان متحجر قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.

روح شان شاد و نام و یاد شان گرامی باد.

والسلام

منبع: مجله سراج 1374.