وضع تبلیغات در جهان امروز

تبلیغ به معنای رساندن است و مبلغ کسی است که با زبان، قلم، فیلم، تأتر، سینما، کتاب، مطبوعات و... پیامی را به مخاطبان حاضر یا غایب خود می­رساند.

برخی از اندیشمندان تبلیغات را در کنار قوه ی قضائیه و مقننه و مجریه به عنوان قوه ی چهارم یک کشور تلقی کرده اند زیرا در دوران معاصر روزانه حدود 40 میلیون کلمه خبر در جهان ارائه می­شود.

تبلیغات مسیحیت:

در سال 1991 میلادی یک کشتی حامل کتاب در بندر سیرالئون پهلو گرفت که در عرشه­ی آن نمایشگاه کتاب بود در این کشتی 200 نفر که تابعیت 30 کشور را داشتند با هنرمندی خاص مشغول ارائه ی چهار هزار عنوان کتاب به وزن 250 تن به مشتریان بودند که همگی در باره ی حقانیت مسیحیت بوده است و ...

تبلیغات در کمونیسم:

در سال 1970 میلادی بیش از دو میلیارد نسخه از کتاب های مائوتسه تونگ رهبر کمونیست چین چاپ شده است و همچنین تقریباً  به همین میزان کتاب های لینین و استالین و ...

وضعیت تبلیغی مسلمانان:

در هفتمین (کنفرانس اندیشه ی اسلامی) عنوان شده است که دنیای اسلام با بحران تبلیغاتی رو به رو است و این در واقع ناشی از 1- نبود مبلغان آگاه 2- ضعف صنعتی و ... است.

 متأسفانه مسلمانان به خودزنی مشغول شده اند و به اصطلاح سوراخ دعا را گم کرده اند؛ چنان که در یک نشریه ی کانادایی نوشته است:

در مدت پنج سال گذشته صدها کتاب به زبان های مختلف در مورد اختلافات بین شیعه و سنی در کشورهای مصر و لبنان و کویت و اردن و ... به چاپ رسیده و در دنیا منتشر شده است!

در جمهوری اسلامی ایران نیز تبلیغات ضد شیعیان افغانی در این اواخر افزایش یافته است؛ چنان که گفته می­شود یکی از اهداف هدف مندی یارانه ها همین مسئله بوده است.

این در حالی که افغانستان و ایران تاریخ مشترک دارند؛ اغلب این مهاجران مسلمان افغانی، سی سال و اندی است که در ایران زندگی می­کنند و خیلی ها متولد ایران هستند و با فرهنگ و دین و مذهب و زبان ایران بزرگ شده اند و حتی برخی در جبهه های جنگ ایران و عراق نیز حضور داشته اند.

امام علی علیه السلام فرموده است روح انسان ها با هم ارتباط دارد؛ وقتی که شما وارد مسجدی می شوید ناخودآگاه تصمیم می گیرید که از میان صدها نفر کنار فلان نفر بنشینی و این حاکی از این است که شما با هم مشترکاتی دارید؛ الآن هم وقتی مهاجرین افغانی ایران را به عنوان پناه خود انتخاب کرده اند می دانند که در اینجا یک سلسله مشترکاتی وجود دارد.

لیکن متأسفانه الآن بچه های جوان افغانی به سمت اروپا مهاجرت می کنند که نه از نظر دین و نه از نظر زبان و مذهب و... هیچ ارتباطی با هم ندارند؛ چنان که در فصل پاییز 1391 هزاران افغانی با پرداخت 5 تا 50 هزار تومان در کافی نت ها برای رفتن به استرالیا ثبت نام کردند که این خود نشانه ی سرخوردگی مهاجرین افغانی از رفتار ملی گرایانه ی برخی از مسئولین محترم جمهوری اسلامی ایران است.

اما بر اساس شواهد تاریخی؛ ابوخالد کابلی یکی از معاصران امام حسین و امام سجاد علیهماالسلام بوده است و حرم مطهر یحیی بن زید نوه ی امام سجاد در جوزجان افغانستان است و اباصلت هروی از یاران امام رضا علیه السلام و همچنین ابوریحان بیرونی و ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی و آخوند خراسانی صاحب کفایه و سید جمال الدین اسد آبادی از رهبران مشروطه و و و همگی از افغانستان و از همین همسایه ی دیوار به دیوار جمهوری  اسلامی ایران است.

تنها گناه مهاجرین افغانی مقیم ایران مهاجرت شان است؛ در حالی که در دین اصیل اسلام مهاجرت برای حفظ دین و حتی دنیا چیزی بدی نیست، چنان که پیامبر گرامی اسلام نیز مهاجرت کردند و این مهاجرت مبدء تاریخ اسلام شد و 1391 سال از آن می گذرد.

اصلاً در تاریخ نیز می خوانیم که حدود چهار هزار سال پیش اقوام آریایی از شمال دریای خزر به سمت سرزمین گرمسیر جنوب مهاجرت کردند.

آریایی ها سه گروه بودند:

1-     مادها، در نزدیکی های همدان.

2-     پارساها. در نزدیکی های شیراز.

3-     پارت ها. در نزدیکی های مشهد.

مادها با آشوری ها همسایه بودند، آشوری ها همواره به سرزمین مادها حمله می­کردند. سرانجام مادها سپاه منظمی را تشکیل دادند و توانستند آشوری ها را شکست بدهند.

مادها در دامنه ی کوه الوند، شهری ساختند و نام آن را هگمتانه گذاشتند. این شهر، پایتخت مادها و در محل همدان امروزی واقع شده است.

کوروش

پادشاهان ماد پس از مدتی به مردم ظلم و ستم کردند و به خوش گذرانی مشغول شدند. در این هنگام رهبر پارس ها که کوروش نام داشت از این ضعف مادها استفاده کرد و به جنگ مادها رفت. سرانجام کوروش آن ها را شکست داد و پادشاه ایران شد.

کوروش پس از آن که مادها را شکست داد، حکومت هخامنشیان را تأسیس کرد. نام جد کوروش هخامنش بود.

داریوش

یکی دیگر از پادشاهان هخامنشی داریوش بود. در زمان او ایران وسعت زیادی یافت. در دوران حکومت داریوش کارهای مهم ذیل انجام گرفت:

1-     ساختن راه ها. راه ها مهم ترین وسیله ی ارتباط بین شهرها و روستاها و پایتخت بود. در مسیر راه ها قلعه های ساخته بودند که در آن ها عده ای سرباز از راه ها و کاروان ها پاسبانی می کردند.

2-     ضرب سکه ی طلا.

3-     تعیین شهربان. (داریوش برای اداره ی بهتر ایران آن را به بخش هایی تقسیم کرد و برای اداره ی هر بخش یک شهربان انتخاب نمود).

4-     ایجاد ارتش جاویدان. (به دستور داریوش، یک سپاه ده هزار نفری از سربازان آموزش دیده که همیشه آماده ی جنگ بودند تشکیل شد.

حمله اسکندر

هخامنشیان 225 سال حکومت کردند. در اواخر حکومت شان دچار اختلاف شده و در نتیجه ضعیف شدند. در این زمان اسکندر که پادشاه یونان و مقدونیه بود به ایران حمله کرد و پایتخت هخامنشان یعنی تخت جمشید را تصرف کرده و به آتش کشیدند.

اشکانیان

پس از این که هخامنشیان از اسکندر شکست خوردند، جانشینان اسکندر که سلوکیان نام داشتند فرمانروای ایران شدند. پس از مدتی پارت ها به فرماندهی اشک با سلوکیان جنگیدند.

پارت ها حکومت اشکانیان را به وجود آوردند و پایتخت خود را شهر صددروازه که در نزدیکی دامغان امروزی است انتخاب کردند، اما پس از مدتی شهر تیسفون که در نزدیک رودخانه دجله است پایتخت خود کردند.

در زمان اشکانیان سه تا مجلس وجود داشت:

1-     مجلس خانواده ی شاهی.

2-     مجلس بزرگان و ریش سفیدان قبایل و فرماندهان نظامی.

3-     مجلس مهستان؛ در هنگام تصمیم گیری ها مهم، اعضای این دو مجلس در یک مجلس دور هم جمع می­شدند که به آن مجلس مهستان می­گفتند.

در زمان اشکانیان جنگ ایران و روم بر سر سرزمینی به نام ارمنستان روی داد؛ شاهان اشکانی نمی خواستند ارمنستان از ایران جدا شود و به سرزمین رومیان ملحق شود. در یکی از جنگ ها کراسوس فرمانده رومی با هزاران سرباز  به  ایران حمله کرد و با سورنا فرمانده قدرتمند ایرانی روبرو شد و شکست خورد.

تولید حضرت عیسی علیه السلام

هم زمان با جنگ های اشکانیان با امپراطوری روم، حضرت عیسی علیه السلام در فلسطین که تحت حکومت رومیان بود به دنیا آمد.

ساسانیان

اشکانیان بر اثر حمله های قبایل خارجی و اختلاف و نافرمانی فرمان روایان محلی بسیار ضعیف شدند. با ضعیف شدن حکومت مرکزی اشکانیان، جنگ میان فرمان روایان محلی برای گرفتن سرزمین های یک دیگر شدت گرفت.

یکی از این فرمان روایان محلی، اردشیر نوه ی ساسان بود که در فارس حکومت می­کرد. اردشیر در جنگ با اشکانیان پیروز شد و به تدریج سراسر ایران را تصرف کرد و خود را شاه ایران نامید و حکومتی را که به وجود آورد به نام جدش ساسان نامگذاری شد.

دین رسمی

پیش از حکومت ساسانیان، اکثریت مردم ایران زرتشتی بودند، کتاب مقدس زرتشتیان مانند قرآن مسلمانان اوستا نام دارد؛ اردشیر دین زرتشتی را دین رسمی ایران اعلام کرد؛ اصول دین زرتشت عبارتند از:

1-     پندار نیک. (نیت و دل پاک)

2-     گفتار نیک. (نزاکت زبانی)

3-     کردار نیک. (رفتار پسندیده)

خسرو انوشیروان

یکی از پادشاهان ساسانی خسرو انوشیروان بوده است. در زمان این پادشاه شهر تیسفون پایتخت ایران بود و کاخ های باشکوهی برای خود ساخت که خرابه های یکی از آن کاخ ها هنوز باقی مانده و به نام (طاق کسری یا ایوان مداین) معروف است. همچنین به دستور او دانشگاهی بزرگی در جندی شاپور ساخته شد.

طبقات اجتماعی

در دوره ی ساسانیان مردم به دو طبقه تقسیم می­شدند:

1-     طبقه ی بزرگان. (اشراف، سپاهیان و روحانیان زرتشتی که صاحبان مشاغل اصلی بودند).

2-     طبقه مردم معمولی. (کشاورزان و کارگران و پیشه وران).

طبقه دوم حق نداشتند به طبقه بزرگان وارد شوند از این رو نمی توانستند به مدرسه بروند و درس بخوانند و هنرهای مانند سوارکاری و... را یاد بگیرند.

دین اسلام

بعد از خسرو انوشیروان، خسرو پرویز پادشاه ایران شد. خسرو پرویز مردی خود خواه و خوش گذران بود و از رومیان شکست خورد. در آن زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نامه ای به خسرو پرویز نوشت و او را به دین اسلام دعوت کرد.

حکومت ساسانیان با گرفتن مالیات های سنگین از مردم به آن ها ظلم می کردند و به این ترتیب نارضایتی و اختلاف طبقاتی مردم هر روز زیاد و زیادتر می شد تا این که اعراب مسلمان به قلمرو ساسانیان (ایران) حمله کردند.

سرانجام مسلمانان به دستور عمرو شهر تیسفون (پایتخت ایران) را تصرف کردند و حکومت ساسانیان پس از چهار صد سال از بین رفت.

از آنجا که دین اسلام انسان ها را به برادری و برابری و مساوات و پاکی و درستی دعوت می کرد مردم به تدریج دین اسلام را با آغوش باز پذیرتفند و دین اسلام به جای دین زرتشت دین رسمی مردم ایران شد و به جای اوستا، قرآن به عنوان کتاب مقدس مورد پذیرش قرار گرفت.  ادامه دارد...