براساس دیدگاه وهابیان مسلمانان بعدازایمان کافرشدند وپس ازیکتا پرستی مشرک گشتند یا اصلا موحد نبوده وایمان نداشته اند واز ابتدا کافربوده اند . لذا  کشتن آن ها واجب وخون شان هدر واموال شان حلال است .

   چنان که  صاحب خلاصه الکلام گفته است : وهابیان مسلمانان را ظرف ششصد سال یعنی پیش ازظهور محمد بن عبدالوهاب کافرومشرک دانسته ومی گویند مسلمانان دراین مدت در دین بدعت ها به وجود آورده اند .

  این نوع نگاه منفی  وهابیان نسبت به سایر مسلمانان پایهء مذهبی آنان را شکل داده است . وهابیان می گویند : مسلمانان قبورپیامبروصالحان وحتی دیگر اشخاص معمولی را که برخی ازآنان گنه کارهم بوده اند پرستش می کنند . به همین دلیل مسلمانان مانند مشرکین قریش درصدراسلام هستند که بت های ازسنگ وچوب را می پرستیدند .

   مسلمانان ازمرده ها طلب حاجت وکمک می کنند . آن ها پیامبررا برای شفاعت نزد خدا می خوانند وبرای او نذرکرده وقربانی می کنند . وهچنین قبردیگر پیامبران وصالحان را گرامی داشته گنبد وبارگاه وضریح  برآن ها می سازند وبه دورآن ها طواف می کنند همان گونه که بت پرستان به اطراف بت ها می گشتند .

  مناسک واعمالی که مسلمانان درمقابرو مشاهد انجام می دهند شرک است وبه عنوان عبادت صاحبان قبرتلقی می شود . (* وکان یصرح بتکفیرالامه من منذ سته مائه سنه  وکان یکفرکل من لایتبعه وان کان من اتقی المتقین فیسمیهم مشرکین ویستحل دمائهم واموالهم ویثبت الایمان لمن تبعه وان کان من  افسق  الفاسقین وکان ینتقص النبی صلی الله علیه وسلم کثیرا بعبارات مختلفه ویزعم ان قصده المحافظه علی التوحید ... حتی ان بعض اتباعه کان یقول عصای هذه خیرمن محمد لانها ینتفع بها علی قتل حیه ونحوها ومحمد قد مات ولم یبق فیه نفع اصلا وانما هو طارش ومضی ... - سید احمد ابن زینی دحلان المکی الشافعی . خلاصه الکلام فی بیان امراء البدالحرام . ترکیه . استانبول . ناشر: مکتبه ایشیق 1399ق. ص 230 و238.*)

    با این رویکرد وهابیان  تخریب قبورپیامبران وصالحان را لازم  دانسته حتی تعمیرومرمت آن ها را نیز روا نمی دانند . آنان تبرک جستن وشفاعت خواستن ازتربت پاکان ونمازخواندن درکنارآن ها وروشن کردن چراغ وغیره را حرام ونامشروع قلمداد کرده  اند .

  زیرا ازمنظروهابیان توحید دوقسم است : توحید ربوبی وتوحید عبادی . توحید ربوبی آن است که معتقد باشیم یگانه مدبرامورعالم خدای متعال است . اما توحید عبادی آن است که هرگونه عبادتی را مخصوص خدابدانیم .

   آنان می گویند توحید ربوبی بدون توحید عبادی ارزشی نداشته وناقص است . چون مشرکین صدراسلام نیز نسبت به توحید ربوبی موحد بودند وباورداشتند که خالق ورازق ومدبرعالم خداست . اما این باورباعث نجات آن ها نشد ه و به حال شان سودی نداشت به دلیل این که توحید عبادی را نپذیرفته بودند. (* سید محمد الامین . کشف  الارتیاب فی اتباع محمد بن عبد الوهاب  . تهران . ناشر: انتشارا امیرکبیر 1365. ترجمه ونگارش سید ابراهیم سید علوی . *)

   ازآنجا که وهابیان مسلمانان را در عبادت خدا موحد ندانسته مشرک وبت پرست می دانند  اسیروبه بردگی گرفتن فرزندان آنان را نیز جایز می دانند . چنان که صنعانی درتطهیرالاعتقاد گفته است :

هرکس ازمخلوقی یاری وکمک بخواهد این عمل اوشرک درعبادت محسوب می شود وکننده ی این کار پرستنده ی آن شخص به شمار می رود . اگرچه به زبان موحد باشد چون مشرکین نیزبه وجود خدا اعتراف داشتند ولی با این وجود این اعتقاد واعتراف  آنان را ازنتائج شرک دورنساخت ومانع ازآن نشد که خون شان ریخته وفرزندان شان اسیرشود واموال ودارایی شان به غارت رود . (* محمد بن اسماعیل یمنی صنعانی . تطهیرالاعتقاد عن ادران الالحاد . ص 7-12. مصر. ناشر: المنار *)

   براساس همین رویکرد وبینش افراطی است که به کمک محمد بن سعود وپسراو عبدالعزیز ونوه اش سعود بن عبدالعزیز اکثرمناطق مسلمان نشین حجازوعراق وشام آن زمان آماج حملات وهابیان قرارگرفته است  . این مدعا را شواهد معتبرتاریخی نیز تایید می نماید . چنان که صلاح الدین نوشته  است :

 درسال 1216ق. امیرسعود با قشون بسیار متشکل ازمردم نجد وعشایرجنوب وحجازوتهامه ودیگر نقاط به سمت عراق حرکت کرد . وی درماه ذی قعده به شهر کربلا رسید وآنجا را محاصره کرد .

  سپاهش برج وباروی شهر را خراب کرده به زوروارد شهرشدند وبیشتر مردم را که درکوچه وبازار وخانه ها بودند به قتل رساندند . سپس نزدیک ظهر با اموال وغنایم فراوان ازشهر خارج شدند ودرنقطه ی به نام ( ابیض ) گردآمدند .

  خمس اموال غارت شده را خود سعود برداشت وبقیه به نسبت هرپیاده یک سهم وهرسواره دوسهم بین مهاجمین تقسیم شد . چون به نظر آن ها جنگ با کفاربوده ا ست  . (* وفی سنه 1216ق. سارالامیرسعودی علی راس قوات کبیره جمعها من نجد والعشائروالجنوب والحجاز وتهامه وغیرها وقصد بها العراق وتمکن جماعه من هذه القوه  من الوصول الی بلده ( کربلاء) فی شهر ذی القعده من هذه السنه وحاصروها وتسوروا جدرانها ودخلوها عنوه وقتلوا اکثراهلها فی الاسواق والبیوت وخرجوا منها  قرب الظهر ومعهم اموال کثیره . وارتحل القوم بعدها الی الماء المعروف باسم (ابیض) فجمع سعود الغنائم وعزل خمسها وقسم الباقی بین جنوده  للمراحل سهم وللفارس سهمان ثم عاد الی وطنه . - صلاح الدین المختار . تاریخ المملکه العربیه السعودیه . الجزء الاول . فصل چهارم . ص 73. بیروت . ناشر: منشورات دارمکتبه الحیاه  *)

  نظیراین نوشته ها درکتاب های  :

1-     عنوان المجدفی تاریخ نجد . (* ثم دخلت السنه السادسه عشر بعد الماتین وآلاف وفیها سارسعود بالجیوش المنصوره والخیل العتاق المشهوره من جمیع حاضرنجد وبادیها والجنوب والحجاز وتهامه وغیرذلک وقصد ارض کربلاء ونازل اهل بلد الحسین . وذلک فی ذی القعده فحشد علیها المسلون وتسوروا جدرانها ودخلوها عنوه وقتلوا غالب اهلها فی الاسواق والبیوت وهدموا القبه الموضوعه بزعم من اعتقد فیها علی قبرالحسین واخذوا ما فی القبه ... - عنوان المجد فی تاریخ نجد .  العلامه المحقق عثمان بن بشر النجدی الحنبلی . چاپ اول . الجزء الاول .ص 121.   مکه مکرمه . ناشر: المطبعه السلفیه 1349ق.*)

2-     الفجرالصادق . (* ومن قبائح ابن عبدالوهاب احراقه کثیرا من الکتب العلم وقتله کثیرا من العلماء وخواص الناس وعوامهم واستباحه دمائهم واموالهم ونبشه لقبورالاولیاء ... ومن اعظم قبائح الوهابیه اتباع ابن عبدالوهاب قتلهم الناس حین دخلوا الطائف قتلا عاما حتی استاصلوا الکبیروالصغیر واودوا بالمامور والامیروالشریف والوضیع وصاروا یذبحون علی صدرالام طفلها الرضیع .  الفجر الصادق فی الرد علی منکری التوسل والکرامات والخوارق العادات . تالیف افندی جمیل صدقی الزهاوی . مصر. ناشر: مطبعه الواعظ . ص 22. *)

3-     کشف الارتیاب . (* تالیف سیدمحسن الامین . ترجمه ونگارش سید ابراهیم سید علوی . تهران . ناشر: انتشارات امیرکبیر1365. ص 71.*)

4-     فرهنگ عقاید ومذاهب اسلامی. (* تالیف علامه  جعفرسبحانی تبریزی .ج3 .ص64 . *)

5-     البراهین الجلیه فی رفع تشکیکات الوهابیه . (* تالیف علامه سید محمد حسن قزوینی . ترجمه ونگارش علی دوانی . ناشر : انتشارات رهنمون .ص 96. *)

6-     مرآت الاحوال جهان نما .( تالیف احمد بهبهانی کرمانشاهی . نسخهء خطی متعلق به کنابخانه ملی تهران . تحقیق علی دوانی . ) و...

نیزوجود دارد که ذکر همه آن ها خارج ازوسع این رساله  است .

  بدون تردید اکثرمقتولین این رویداد های ناگوار مسلمانان موحدی بودند که گواهی به یگانگی خداوند می دادند ومحمد (ص) را پیغمبرخدا می دانستند . تنها گناه آنان موافقت نکردن با عقاید وهابیان بوده است .

  عقاید وپایه های مذهبی وهابیان را حرام دانستن شفاعت -  زیارت - دعا - گریست براموات حتی به پیغمبروائمه - تخریب قبورازهرکس که باشد ولو قبرپیامبر(ص)- ومشرک دانستن آن دسته ازفرق ومذاهب اسلامی که آراء ونظریات آنان را برنمی تابند تشکیل می دهد .

  دانشمندان اسلامی اعم ازسنی وشیعه کتاب ها در رد آیین وهابیت به صورت تالیفی وتقریظی ومانند آن ارایه کرده اند .

  چند نمونه ازکتاب های عامه :

1-     الفجرالصادق فی الرد علی منکرالتوسل والکرامات والخوارق . تالیف جمیل افندی صدقی الزهاوی . چاپ مصر.1323ق.

2-     التوسل بالنبی وجهله الوهابیین . ابوحامد بن مرزوق از علمای مکه . وی دراین اثر حدود چهل کتاب را نام می برد که علمای اهل تسنن معاصربا شیخ محمد بن عبدالوهاب در رد عقاید او نوشته اند .

3-     خلاصه الکلام فی امراءالبلاد الحرام . احمد زینی دحلان شافعی شیخ الاسلام ومفتی بزرگ مکه . ...

سید علوی بن احمد حداد گفته است : تالیفات علمای بزرگ مذاهب مالکی وشافعی وحنفی وحنبلی ازاهل حرمین شریفین واحساء وبصره وبغداد بر رد مدعای محمد بن عبدالوهاب بی شماراست. اکثرآن ها را شخصی ازآل عبدالرزاق که ازحنبلیان بحرین است برای من آورد که چون درسفربودم استنساخ آن ها برایم میسرنشد . اما اجمالا همه ی آن ها را مطالعه کردم . (* فرقه وهابی . علامه سید محمد حسن قزوینی . ترجمه ونگارش علی دوانی . قم . ناشر: رهنمون .1382ش.ص28. *)

چند نمونه ازکتاب های دانشمندان شیعه :

1-     منهج الرشاد . تالیف فقیه نامی شیعه شیخ جعفرنجفی کاشف الغطاء . متوفی 1328ق.

2-     مرآت الاحوال جهان نما . آقا احمد بهبهانی کرمانشاهی نوه فقیه نامدارشیعه آقا محمد باقراصفهانی معروف به وحید بهبهانی . سال نشر: 1316ق.

3-     کشف الارتیاب عن اتباع محمد بن عبدالوهاب . سید محسن الامین العاملی . مولف  (اعیان الشیعه) سال نشر: 1347ق.

4-     البراهین الجلیه فی رفع تشکیکات الوهابیه . علامه سید  محمد حسن قزوینی . سال نشر:1346ق.

5-     الآیات البینات فی قمع البدع والضلالات . شیخ محمد حسین کاشف الغطاء نواده شیخ جعفرنجفی کاشف الغطاء. سال نشر: 1345ق....

  علی رغم انتشار این آثارگران سنگ وبرجسته ی مورد اشاره  بازهم  اندیشه ی وهابیت همچنان در رسانه های جمعی با حجم گسترده تری درقالب مقاله و وبلاگ وسایت وکتاب ومجله وبولتن و... تبلیغ می شود .  همه ساله بدون استثناء درمراسم پرشکوه وجهانی حج  میلیون ها جلد کتاب وهابی با عناوین گوناگون وجذاب همراه یک جلد کلام الله مجید به حجاج بیت الله الحرام  سرتاسر جهان به صورت رایگان ارایه می شود . (* تلخک . عبدالعزیزصادقی. ص786. *)

   آنان برای اثبات مدعای خود دلائل گوناگونی را ارائه  کرده اند که به برخی ازآن ها اشاره می شود :

 

 

 

        دلیل اول : شفاعت مخصوص خداست

 

  ازآنجا که شفاعت  مخصوص خداست درخواست آن ازپیامبران وصلحا وفرشتگان حرام  ونامشروع است وکفروشرک به شمار می رود . چنان که قرآن کریم فرموده است : قل لله الشفاعه جمیعا ... [1] اگر قدرت برشفاعت  اذن برشفاعت وامربرشفاعت  همه در دست خداست  بدیهی است که درخواست چنین فعلی ازغیراو شرک است .

  بازگشت این سخن به یک قیاس است : صغرای این قیاس این است که شفاعت فعل خداست .

وکبرای قیاس این است که هرفعلی که مخصوص خداست درخواست آن ازغیراوشرک است .

  دررساله دوم الهدیه السنیه  دراین خصوص این گونه آمده است : ما شفاعت را ثابت می دانیم ... به این صورت که بگوییم خدایا ! پیغمبرما محمد (ص) را در روز قیامت شفیع ما قرارربده. یا بگوییم  : خدایا !  بندگان صالح یا ملائکه ات را شفیع ما قراربده  به گونه ی که صرفا ازخدا خواسته شود نه ازآنان .

   پس نباید گفت : یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه ویا محمد !  ویا ولی الله ! من ازتو طلب شفاعت می کنم زیرا این ازمصادیق شرک است . بنا براین اگرکسی  چنین حاجتی را ازکسی که دربرزخ است طلب کند مشرک خواهد شد .

  به این ترتیب اگر کسی امید داشته باشد که پیغمبر(ص) او را شفاعت می کند درصورتی که شفاعت به دست خداست . [2] ویا اگر امید داشته باشد که مریضش را شفا دهد درحالی که شفا به دست خداست .[3] این عینا همان اعتقاد مشرکان است . (آدرس الهدیه السنیه  )

  شیخ محمد دراین زمینه  در رساله اربع القواعد گفته است : شفاعت دوقسم است : شفاعت منفی وشفاعت مثبت . شفاعت منفی شفاعتی است که  کاری  که مخصوص خداست وجز او برانجام آن قدرت ندارد ازغیرخدا خواسته شود . زیرا خدای متعال فرموده است ازآنچه خدا روزی تان کرده است انفاق کنید قبل ازآن که روزی بیاید که درآن روز نه بیعی هست ونه دوستی ونه شفاعت وکافران همان ظالمان هستند .[4] ازآنجا که شفاعت ازاموری است که ( لایقدرعلیه الاالله ) طلب آن ازغیرخدا نفی شده است.

  اما شفاعت مثبت شفاعتی است که انسان آن را صرفا ازخدای متعال طلب کند وشفاعت کننده ی که به داشتن حق شفاعت گرامی داشته شده است نیز تنها کسی را شفاعت می کند که خدا ازقول وفعل او راضی باشد .[5]

   خرم آبادی درتوجیه این سخن گفته است : اگر فعلی را که فقط برآن خدا قدرت دارد ازغیرخدا درخواست کنیم  لازمه ی این درخواست اعتقاد به الوهیت غیرخداست . چون این غیررا واین انسان را قادربرآن فعل دانسته ایم .

  درواقع اگر او را قادر نمی دانستیم معنی نداشت که ازاو چیزی بخواهیم حال که او را قادردانسته ایم پس معتقد شده ایم که این فعل اختصاص به خداوند ندارد هم خدا می تواند وهم زید ولذا گرفتار شرک شده ایم .[6]

   بنا براین بیان  شفاعت به طورکلی حق خداست . چنان که خدای متعال فرموده است : بگو شفاعت همه اش ازآن خداست .[7]

وچون حق خداست اگر ما آن را ازدیگری درخواست کنیم درحقیقت درقلمرو فرمانروایی او دخالت کرده ایم .

  از سوی دیگر شفاعت صرفا بعد از اذن خدا واقع می شود همان گونه که قرآن کریم فرموده است : کیست که نزد خداوند بدون اذن او شفاعت کند.[8]  ورسول اکرم (ص) نیز کسی را شفاعت نمی کند مگر بعد ازاذن الهی . همان طور که درقرآن آمده است : شفاعت نمی کنند مگر  برای کسانی که خداوند ازآنان راضی باشد  . وازطرفی خدای متعال هم  تنها ازکسی راضی می شود که موحد باشد . همانگونه که فرموده است : کسی که غیر از اسلام دینی را برگزیند هرگز از او پذیرفته نخواهد شد.[9]

  ازهمه ی این ها گذشته وقتی شفاعت حق خدا ومربوط  به اوست واذن شفاعت وامر به آن درنیز دست اوست خواستنش از غیرخدا لغو وبیهوده است . مثل این که شما مسئولیتی دارید  وکاری مربوط به شماست  اما شخصی ازغیرشما انجام آن را بخواهد این کاملا غیرعقلانی است زیرا کارشما را ازدیگری خواسته است .

 

   دلیل دوم : شرک مشرکان به دلیل طلب شفاعت بوده است

 

   طلب شفاعت ضد توحید است . یعنی هرگاه کسی ازغیرخدا طلب شفاعت کند همان لحظه ازدایره اسلام خارج خواهد شد . چنان که در رساله اول از رسائل الهدیه السنیه آمده است : آنچه برهرمسلمانی واجب است این است که همتش را صرف پروردگارش بکند  با روی آوردن و توکل کردن به او حق عبودیتش  را ادا کند .  چنین شخصی اگر موحد ازدنیا برود خداوند پیغمبرش را برای او شفیع قرارخواهد داد  .

   برخلاف کسی که وظیفه ی عبودیت را ترک نماید وضد آن را مرتکب شود مثل این که  به غیرخدا روی آورده به او پناه ببرد  و از اوطلب شفاعت کند . چنین عملی عینا همان عمل مشرکین صدر اسلام است.[10]

  شیخ محمد نیز در رساله اربع القواعد چنین می نویسد : رهایی ازشرک با شناخت چهار قاعده حاصل می شود :

-  اولا کفاری که پیامبرگرامی اسلام با آنان به مبارزه برخاست صراحتا اعتراف می کردند که  خداوند آفریدگار وپروردگارجهان است . ولی هیچ یک ازاین عقائید واعترافات  آنان را در ردیف مسلمانان واقعی قرار نداد . همانگونه که قرآن کریم می فرماید : ازکافران بپرس که چه کسی به آن ها روزی می دهد ... خواهند گفت خدا ...[11]

بنا براین به طورخلاصه می توان گفت که شرک مشرکان صدراسلام در خالقیت و رازقیت  وتدبیرکلی جهان نبوده است  بلکه ازآنجا که آن ها می گفتند : ما بت ها را واسطه وشفیع قرار می دهیم وبت ها شفیع ماست . همین امر باعث شد که پیامبرگرامی اسلام آنان را کثیف دانسته وبا آن ها به مبارزه برخیزد وجان ومال شان را مباح اعلام نماید .

  نظیراین سخنان درتاریخ نجد نیز آمده است : آلوسی پس از آوردن تعدادی ازآیات قرآن کریم*(84)

1-      ولقد بعثنا فی کل امه رسولا ...نحل /3.صافات /85

.انبیاء/52.انعام/19.انبیاء25.شعراء/76.ممتحنه/4.زخرف/45.اعراف/59-56—73-85-.هود/50.کهف/14.مائده/72.)* درزمینه توحید وشرک وتبیین وتفسیرآن ها گفته است :

ازاین نوع شرک است شرک پرستندگان قبرها پیامبران فرشتگان وصالحان چون این همان شرک جاهلیت عرب است که پیامبر گرامی اسلام برای مبارزه ء با آن مبعوث شد .

  اعراب جاهلی آن ها را پرستش می کردند وبه آن ها پناه می بردند وبه عنوان توسل ازآن ها حاجت می خواستند وقربه الی الله ازآن ها طلب شفاعت می  کردند . چنان که قرآن کریم فرموده است : آنان که جز خدا را ولی وسرپرست خویش اتخاذ می کرده اند گویند ما آن ها را نمی پرستیم مگر برای آن که نزد خدا تقرب ومنزلتی پیدا کنیم .*(85)زمر/3.

 با این که مشرکان صدراسلام به خالقیت ورازقیت خداوند اعتراف داشتند امااین کافی نیست چنان که برخی چون کرامیه معتقدند که ایمان همان اعتراف است وبعضی چون جهمیه تصورمی کنند که برای رستگاری ونجات تنها تصدیق کافی است .

  بنا براین اعتقاد باید همراه با عمل همراه باشد . کسی که رازقیت وخالقیت وربانیت خدا را به زبان می آورد اما جزخدا را درقالب شفاعت وتوسل می جوید گفتاروشهادت شان پذیرفتنی نیست گرچند اهل نمازوروزه وزکات باشد .*(86 ...فان جمیع الانبیاءعلی دین الاسلام وهو یتضمن الاستسلام للله وحده فمن استسلم له ولغیره کان مشرکا ومن لم یستسلم له کان مستکبراعن عبادته قاله تعالی : ولقدبعثنافی کل امه ...قاله رحمه الله : والشرک المراد بهذه الآیات ونحوها یدخل فیه شرک عبادالقبور وعبادالانبیاءوالملائکه والصالحین . فان هذا هوشرک جاهلیه العرب الذی بعث فیهم عبدالله ورسوله محمد(ص) ...

  قال رحمه الله : ومعلوم ان المشرکین لم یزعموا ان الانبیاء والاولیاء والصالحین والملائکه شارکوا الله فی خلق السموات والارض ... قال تعالی : ولئن سئلتهم من خلق السموات والارض لیقولون الله ... سید محمود شکری آلوسی . تاریخ نجد . مصر. قاهره. ناشر: المطبعه السلفیه1347ق. ص81.)*

   پس چه فرق است بین کسی که بگوید : بت شفیع من است وکسی که بگوید : حضرت عیسی یا پیغمبرخدا یا ولی ازاولیاء شفیع من است ؟ هردو مثل هم هستند ولذا چون اولی مشرک است دومی نیز مشرک محسوب می شود زیرا حکم الامثال فیما یجوز وفیما لایجوزواحد.[12]

-  وثانیا طرز تلقی بت پرستان این بود که  ما بت ها را نمی خوانیم  وبه سوی آن ها توجه نمی کنیم مگرقربه الی الله  وطلب شفاعت . چنان که درقرآن کریم آمده است :  الا لله الدین الخالص والذین اتخذوا من دونه اولیاء مانعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی ان الله یحکم بینهم فی ما هم فیه یختلفون ان الله لا یهدی من هو کاذب کفار.[13]

-  وثالثا پیامبرگرامی اسلام درمیان مردمی به رسالت مبعوث گردید که چیزهای مختلفی را می پرستیدند . برخی فرشتگان وبرخی دیگر پیامبران وصالحان وحتی گروهی درختان وسنگها وبالاخره عده ی ماه وخورشید را پرستش می کردند.  جالب است که پیامبرگرامی اسلام با همه آنان فارغ ازهرگونه تساهل وترحمی به مبارزه برخاست .

-  ورابعا شرک شفاعت خواهان شدیدتر ازشرک مشرکان صدراسلام است . زیرا آنان علی رغم اشتهار به بت پرستی صرفا هنگام لحظه های شاد برای خدا شریک قائل می شدند . اما هنگام تنگ دستی وگرفتاری خالصانه خدا را پرستش می کردند . همانگونه که قرآن کریم فرموده است: فاذا رکبوا فی الفلک دعوالله مخلصین له الدین ... عنکبوت/65 اما متاسفانه مشرکان زمان ما درهردو حال مشرک هستند.[14]

   سپس شیخ محمد درخصوص مسئله توحید وشرک متذکرمی شود که توحید ناب آن است که تنها خدا را پرستش کنیم واین آموزه ی تمام پیامبران الهی است . اولین آنان حضرت نوح است . آنگاه که دید قومش برخی ازصالحان خود مانند سواع – یعوث – یعوق – نسر را می پرستند علیه آنان قیام کرد .

  خاتم پیامبران حضرت رسول اکرم (ص) نیزبرای هدایت مردمانی به رسالت مبعوث شد که به ظاهرعابد وپارسا بودند حتی عمل حج به جا می آوردند  صدقه می دادند ونام خدا را برزبان می راندند . اما با این وصف برخی ازمخلوقات را واسطه میان خود وخدا قرارمی دادند وآنان را وسیله تقرب وشفاعت می دانستند  مانند عیسی  ومادرش مریم وفرشتگان ودیگر صالحان .

   خداوند حضرت محمد (ص) این احیاگرتوحید ابراهیمی را فرستاد تا به مردم بگوید که این تلقی که شما ازبت ها وافراد صالح دارید شرک است زیرااین توسل وتقرب وشفاعت ها جملگی صرفا سزاوار خدای متعال است .

  بنا براین نمی شود ازاین مسئله اغماز کرد که تمامی منازعات رسول اکرم (ص)  با عقائد مردمانی بود که برخی ازآفریده ها را واسطه میان خود وخدا قرارداده پرستش می کردند . این درحالی است که آنان اعتراف به خالقیت ورازقیت خدا داشته و به ربانیت او شهادت می دادند ومعتقد بودند که آسمان ها وزمین وهرچه درآن است همه درتحت قدرت وفرمانروائی خدا قرار دارد .

  قرآن مجید نیز براین مطلب گواهی می دهد :

1- به کافران بگو چه کسی ازآسمان به شما روزی می دهد ... کیست که مرده را زنده می کند ؟

2-   پروردگار آسمان های هفتگانه وعرش بزرگ کیست ؟ ... خواهند گفت خدا.[15]

 ازاین آیات شریفه استفاده می شود که مشرکان صدراسلام اعترافات توحیدی داشته اند و هرگزتلقی نداشتند که پیامبران وصالحان واولیاء وفرشتگان شریک خدا درخلقت آسمان ها وزمین هستند وآن ها ازنوعی استقلال تدبیری وتاثیری وایجادی برخوردارند حتی دریک ذره ی ناچیز.

  اما این اعترافات توحیدی مشرکان صدراسلام هیچ گونه سودی به حال شان نداشته است زیرا آنان منکرتوحید عبادی بوده وبه برخی ازفرشتگان وصالحان و...  به انگیزه طلب شفاعت متوسل می شده اند

  پیامبرگرامی اسلام با این نگاه ونگرش آنان به مبازره برخاست وآنان را به سوی توحید عبادی فراخواند وفرمود : همراه نام خدا چیزدیگری را نخوانید زیرا طلب شفاعت ازشفیع به منزله خواندن غیراست واین ازمصادیق شرک به شمارمی رود.[16]

  پیامبرگرامی اسلام تلاش فراوانی انجام داد تا نظام فکری- فرهنگی مردم را تغییربدهد وتمام نذرونیاز ونیایش های آنان صرفا برای یک موجود متعالی  مقدس باعظمت وبا شکوه وحیرت انگیزیعنی خدای متعال صورت بگیرد.[17]

 

 

دلیل سوم :  واسطه همان اله است

   شکی نیست که دعوت به توحید وجهاد با شرک ومظاهر آن یکی ازاساسی  ترین اهداف رسالت رسولان الهی درطول تاریخ بوده است . ازآنجا که پرستش به عنوان برجسته ترین علامت دین داری مطرح است وازسوی دیگرانحرافات اکثرمتدینان مربوط به همین مسئله می باشد  توحید عبادی درمیان برنامه های دعوت پیامبران همواره جایگاه والای داشته ا ست .

  چنان که قرآن کریم فرمود ه ا ست : ما درمیان هرامتی رسولی را فرستادیم تا خدا را بستایند  وازپیروی طاغوت بپرهیزند [1].

  براساس این آیه شریفه تمام پیامبران الهی مردم را به پرستش خدای  یگانه دعوت می کردند وآنان  را ازاطاعت طاغوت بازمی داشتند .

  اماانسان هنگام جستجوی آنچه پدید آوردنده ی این متن ومانند آن  [2]بیان کرده ومی خواهد به مخاطبان خود ابلاغ نماید به روشنی به این معنی  می رسد که مقصود ازعبادت شیطان وطاغوت انجام یک سلسله مناسک واعمال عبادی ورکوع وسجود درمقابل آنان نیست بلکه بیشترناظر به اطاعت وپیروی ازخواسته های اوست . چنان که درقرآن وروایات کلمه و واژه عبادت گاه به معنی عام تری به کار می رود که براساس آن اطاعت ازهرکسی نوعی عبادت او تلقی می شود .

  شیخ محمد بن عبدالوهاب باعنایت به این رویکرد ودرمقام تفسیر واستخراج این گونه مضامین ازکلمه لااله الاالله پس از اشاره به این که دراین جمله ی معروف

وشعارمسلمان الوهیت صرفا برای خدای متعال اثبات وازغیراو نفی گردیده  گفته است :  منظورازالوهیت همان معنای است که درزمان ما قبوریون ازآن به عنوان سر و ولایت یاد کرده اند . آنان صاحب سر را ( اله ) می گویند وازاو به شیخ وسید ومانند آن تعبیرمی کنند.

  به اعتقاد قبوریون خداوند برای برخی از بندگان خود منزلتی قرارداده است که به خاطرآن می پسندد مردم به آن ها روی آورد ودربرابرشان به ندبه ونذرونیایش بپردازند وآنان را میان خویش وخداوند واسطه قراردهند .

  براین اساس کسانی را که مشرکان زمان ما آن ها را ( وسایط ) میان خود وخدا می دانند مشرکان پیشین آن ها را ( آلهه ) می نامیدند . پس واسطه درحقیقت همان ( اله ) است که درنتیجه با مفاد کلمه لااله الاالله تفلحوا سازگاری ندارد [3].

  وی باتوجه به این که الفاظ  متون دینی نسبت به معانی متفاوت لااقتضانیست بلکه درتمام ادوارتاریخ آبستن معانی خاصی هستند وچینش خاص آن ها پیام آورمضامین ومفاهیم روشنی است که توسط گوینده اراده شده است  طی مقالات وکتب متعدد دیگری به این مسئله پرداخته وگفته است :

  اساسا معنای توحید چیزی نیست جزاین که  منحصرا خدای متعال مورد پرستش قراربگیرد واتفاقا همین معنا را مشرکین عرب زبان آن زمان هنگام مواجه با کلمه قولوالااله الاالله تفلحوا   فهمیدند  که مبنا وفلسفه ی بعثت همه ی انبیای الهی ازنوح (ع) گرفته تا خاتم الانبیاء حضرت محمد ( ص) به شمارمی رود .

   خداوند پیامبرش را برای هدایت مردمی فرستاد که ظاهرا عابد وزاهد وحاجی بودند  منتهی گمراهی وگناه شان دراین بود که برخی ازمخلوقات را شفیع بین خود وخدا البته نه مساوی با خدا قرارمی دادند زیرا  همه ی آنان فطرتا به خالقیت خدا اقرارداشتند .

  ابن تیمیه نیزمانند محمد بن عبدالوهاب (اله) را به معنی معبود تفسیرکرده ومی گوید اله به معنی خالق وقادرنیست بلکه به معنی کسی است که سزاورپرستش باشد[4] .

 پس با توجه به جهان بینی مردمان عصرظهوردین اسلام که من حیث المجموع آمادگی  فهم و دریافت وحفظ ونگهداری مواریث علمی ومعنوی را یافته بودند  دراین نمی توان تردید کرد که تبلیغ توحیدی جنجال برانگیزرسول اکرم (ص) صرفا تبلیغ توحید عبادی بوده است .

 جناب آقای محمد بن عبدالوهاب درتایید این تلقی گفته : ازآنجا که به قول قرآن کریم پیامبران ومبلغان هرقومی به زبان همان قوم وملت خودش ازجانب خدای متعال فرستاده شده است[5].  و نیزازسوی دیگربا عنایت به دیدگاه محکم مردان اصولی و متکلمین اسلامی درمورد متون دینی مبنی براین که فهم هرمتن دینی نیازمند شناخت دستگاه ها ونماد های رمزی نیست وپیوند عمیقی بین ظواهرالفاظ ومعانی وجود دارد. این اقتضا می کند که خواننده بتواند ازالفاظ ظهورگیری کند وسپس با استفاده ازقراینی آن ظهور را با مراد جدی متکلم منطبق نماید[6].

  براین اساس وی می گوید : آنگاه که ندای قولوا لااله الاالله تفلحوا ازحلقوم مبارک رسول اکرم (ص) درفضا طنین اندازشد اولین مفهومی  که  ازاین کلمه  درذهن هم زبانان  آن حضرت  متبادرگردید این بود که غیرازخدای متعال هیچ نوع موثردیگری ازقبیل  ملک وجن ونبی و ولی ودرخت وقبرومشهد و... وجود ندارد.

   چون برخلاف توحید الوهی وعبادی اصل باورو اعتقاد به وجود خداوند به عنوان یک علم حضوری ومعرفت فطری در دل وجان آنان ازقبل نهاده شده بود ومی دانستند که محال است صدفه ی درعالم باشد . فلذا ناباورانه وباتعجب فراوان به این نظریه ی نو نگاه می کردند ومی پرسیدند آیا به جای چندین اله یک اله را بپرستیم ؟

  درنتیجه اگرچنانچه ماغیرازفهم آنان جوردیگرببینیم وبفهمیم وادعا کنیم که فهم ما عالمانه وعمیق تراست دراین صورت ناخود آگاه به دام نسبیت درمعانی الفاظ می افتیم وباید انس میان لفظ ومعنی آن را منکرگردیه والزاما نظریه ( قبض وبسط ) را بپذیریم [7].

  همچنین آقای دهلوی درتایید سخنان محمد بن عبدالوهاب مدعی  اند که همان معنای که ازکلمه ی قولوا لااله الاالله تفلحوا در ذهن مردم عرب زبان آن زمان متبادرگشته حقیقتا مراد واقعی متکلم وشارع مقدس نیزهمان بوده است .

   چون پیامبران همواره به زبان مردمی که ازمیان آنان برانگیخته شده بودند سخن می گفتند.  چنان که قرآن کریم می فرماید : هیچ رسولی را نفرستادیم مگرآن که به زبان قوم خویش سخن می گفت بدین منظورکه احکام الهی را برآنان توضیح دهد[8] . حمکت این نکته کاملا روشن است زیرا اگرپیامبری به زبان قوم خویش آشنا نباشد بدیهی است که هرگزدرابلاغ وتبیین رسالت خویش موفق نخواهد بود . مردم سخنان او را نمی فهمند و اونیزمتقابلا گفتارمردم را متوجه نمی شود . درنتیجه آن چه را که خدای متعال خواسته ابلاغ کند نمی تواند به صورت کامل ابلاغ کند .

   وانگهی به اعتراف متکلمین متون دینی همواره معنای مخصوص خود را بردوش دارد وهرمتنی تفسیرهای متعددی را برنمی تابد . این یکی ازاصول وقواعد مهم کلام جدید است که متکلمین وروشنفکران دینی درجای خود به تفصیل داد سخن داده اند[9] .

   بنابراین این دیدگاه که ما هنگام مواجه با کلام الهی واحادیث نبوی به دلیل صامت بودن آن ها ویا تاریخ زدگی نمی توانیم مراد واقعی شان را درک کنیم وبدین سان ناخود آگاه به ( رئالیسم پیچیده ) ملتزم شود دیدگاه درستی نیست .

  آقای دهلوی برای تایید گفتارخود به آیاتی ازسوره های یوسف - بقره- قمروشعراء استناد کرده می گوید که خود خدای متعال درموارد متعددی کتابش را به فصاحت وبلاغت وروشنی توصیف نموده است . پس این ادعا که زبان دین زبان رمزی است ادعای گزاف است وگرنه چگونه این کتاب می تواند راهنمای جهانیان باشد[10] . این درحالی است که امیرالمومنین علی (ع) نیزدرنهج البلاغه می فرمایند : کتاب الله بین اظهرکم لایعیا لسانه . قرآن کریم پیش روی شماست وخودش با شما سخن می گوید وزبانش الکن نیست[11] .

  جناب محمد بن عبدالوهاب نیز  با استناد به برخی ازآیات شریفه[12]  گفته است : بدیهی است که مشرکان همواره توحید ربوبی را قبول داشته اند زیرا عقل انسان ها برخی ازگزاره ها وقضایای دینی را می تواند به راحتی برای وی به اثبات برساند .ازهمین روست که به عنوان حجت باطنی برای همه ی انسان ها مطرح است .[13]

  مسلما شرک مشرکان عصررسالت نیز تنها درتوحید عبادی بوده است چنان که  قرآن کریم می فرماید : هرگاه ازآنان درباره ی آفریدگار وپروردگارجهان سوال کنی درجواب صراحتا خواهند گفت  که خدای متعال خالق ورازق جهان است . مانند برخی مسلمانان زمان ما که درمسئله الوهیت وعبودیت او شرک می ورزند یعنی همراه خدای متعال غیراو را نیز می خوانند ودربرابرغیراو نیزبه ابرازاحساسات غلوانگیز ومحبت افراطی و نمازوندبه ونیایش پرداخته وطلب شفاعت می نمایند .

 بنابراین وهابیان این گونه اعمال را شرک وکفرتلقی کرده اند . همان گونه که الزهاوی گفته است : ظاهرا کسی که به غیرخدا گرایش پیدا می کند و او را می خواند درواقع به علم وقداست او معتقد وبه ولایت تکوینی وتصرف خداگونه ی او باورمند است واین همان شرک وکفراست[14]

 دقیقا ازهمین جاست که که آقای صنعانی براساس روایتی که درصحیح مسلم آمده است حتی ریاکاران را نیز مشرک می داند . وی می گوید : با این که آنان ازصدقه ونماز ونذر و... عبادت خدا را مدنظرداشته اند اما درعین حال گوشه ی چشمی به جلب آراء وقلوب مردم نیز داشته  اند ازاین رو عبادت شان مورد قبول خدای متعال واقع نمی شود .[15]

 

   آقای محمد بن عبدالوهاب براین اساس تمام تعظیم وتکریم های را که برخی مسلمانان عصرحاضردربرابرغیرخدای متعال انجام می دهند شرک می داند . وی می نویسد : همه ی کسانی که دراعتقاد وعمل همانند مشرکان باشد کافرومشرک است هرچند درظاهراهل شهادتین باشد وبه یگانگی خدای متعال درخالقیت وربوبیت او اقرارواعتراف نماید .

  وی ضمن برشمردن تعدادی ازآیات قرآن کریم می گوید : مفاد آیات یادشده وآیاتی دیگر ازاین قبیل  این است که  همه ی کسانی که درکنارعبادت خدا واقراربه یگانگی او بازهم   دربرابرقبوراولیا وانبیا وصالحان  به خضوع وکرنش می پردازند  ومعتقدند که آن ها نسبت به شفای مریض وبازگشت مسافروپیداشدن اشیای گمشده و... مفیدند ومی توانند ما را درپیشگاه خدا شفاعت نمایند  کافرومشرک هستند وخون ومال شان مباح است  .

  زیرا قرآن کریم همه ی این موارد را ازمظاهرشرک وکفربه شمارآورده است . بنابراین اظهار چنین انگیزه ها ی  به ظاهرتوحیدی هرگزنمی تواند عمل شرک آمیزآنان را توجیه نماید[16].

  ازمنظرشیخ محمد بن عبدالوهاب  مشرکان  روزگارما  یعنی شفاعت خواهان ومتوسلین مشاهد و قبوراولیا وصلحا و... حتی ازمشرکان عصرجاهلیت که رسول گرامی اسلام خون ومال شان را مباح اعلام کردند و با آنان به نبرد پرداختند  گمراه ترند .

  وی می گوید : مشرکان عصررسالت  هنگام مواجهه با شداید جز به خدا پناهنده نمی شدند وجز از او کمک نمی خواستند  ولی مشرکان عصرما - که چه بسا خود را دانا ومتدین ترازهمه می دانند - دربرخورد با شداید به جای  آن که صرفا به خدای متعال روی آورند  به بندگان ومخلوقات خدا متوجه ومتوسل می شوند[17] .

یکی از پیشتازان این تشکیکات ومجادلات کلامی جناب آقای صنعانی است[1] . وی خود را داعیه دار تطهیررسالت آسمانی درعصراخیردانسته  ومدعی است که مظاهرشرک درعبادت به گونه های مختلف درمیان امت اسلامی رواج یافته وبه آهستگی به فرهنگ وسنت تبدیل شده است .

  ایشان پس ازاشاره به این که زیارت قبورنیز ازمظاهرشرک به شمارمی رود  اصولی را به عنوان مهمترین پایه های اعتقادی دین اسلام این گونه برشمرده است[2] :

همه امت اسلامی برصداقت وحقانیت آیات قرآن کریم اقرارواذعان دارند ودراین زمینه جای هیچ گونه شک وشبهه ی وجود ندارد .

1-  همه امت اسلامی برصداقت وحقانیت آیات قرآن کریم اقرارواعتراف دارند ودراین زمینه هیچ گونه شک وشبه ی وجود ندارد.

2-  یکتاپرستی میثاق ومنشورعمومی خدای متعال با همه ی انسان هاست . همان گونه که برخی آیات شریفه براین مسئله پای می فشارند که همه ی مردم بویژه (یهود ونصاری) ازسوی پیامبران خود به یکتاپرستی دعوت شده بودند (92) چنان که قرآن کریم می فرماید : وماامروا الالیعبدوا ... سوره بینه /5.) ازاین آیه به خوبی استفاده می شود که مهمترین رکن دعوت الهی رسولان همانا یکتا پرستی وعبادت خالصانه خداوندبوده است.

3-  توحید دوقسم است[3] :

 اول ربوبی: وآن این است که خدای متعال را درخالقیت ورازقیت وربانیت یگانه بدانیم  که مشرکین صدراسلام نیزبه این قسم ازتوحید اقرار واعتراف داشته اند .

 دوم عبادی: یعنی این که تنها خدا را پرستش کنیم واحدی جز او را سزاوار هیچ نوع اطاعت و عبادت وپرستش ندانیم .

مشرکان تنها این نوع از توحید را نپذیرفتند ونام مشرک نیزمشعر برآن است که آنان حد اقل خدای واحد را قبول داشته اند منتهی برای او شریک قائل شدند .

  وی سپس با استناد به برخی ازآیات قرآن گفته است :

  اصولا بعثت انبیاء صرفا برای تقریرتوحید ربانی امت ها ودرضمن تشویق آنان به پذیرش  توحید عبادی انجام یافته است . چنان که خدای متعال فرموده است : ما درمیان هرملتی رسولی را مبعوث کردیم که تنها خدا را بپرستید و از پرستش طاغوت بپرهیزید[4] .

4-  از آنجا که آیات فراوانی درزمینه توحید ربوبی به صورت استفهام تقریری نازل شده است  ونیز با عنایت به فصاحت و بلاغت قرآن کریم بدیهی است که مردم به توحید ربوبی فطری مقبولیت یافته  فراخوانده نشده است  . چون آنان خود به توحید ربوبی پیشاپیش اعتراف می کردند[5] .

مطابق قول قرآن همه مردم حتی فرعون وابلیس نیزبر خالقیت ورازقیت وربانیت خدای متعال اعتراف داشته اند. براین اساس این مسئله نمی تواند داعی ارسال رسل باشد[6] .

عبادت نهایت خضوع وکرنشی است که جز خالق همه ی خوبی ها هیچ چیزی دیگری سزاوار آن نیست وازسوی دیگر پایه واساس عبادت  توحید است که ازکلمه ( قولوا لااله الا الله تفلحوا ) اخذ شده ومنظوراین است که مردم اندکی فراتر از لقلقه ی زبانی رفته به مفاد آن عقیده  مند شده  وبه مقتضای آن عمل نمایند .

  ازمنظرصنعانی عبادت چند نوع است[7] :

1-  اعتقادی مثل باورواعتقاد به توحید عبادی .

2-  لفظی مانند اقرارواعراف علنی به توحید خدای متعال  پس اگرکسی اقرار به توحید نکند خون ومالش هیچ گونه احترامی نداشته وحلال است گرچند دردل باور و اعتقاد توحیدی داشته باشد .

3-  بدنی مثل نماز وروزه وحج وطواف .

4-  مالی همچون زکات .

  آقای صنعانی معتقد است که پیامبران برای سمت وسو بخشیدن به ایمان ودیانت مردم آمده است نه اثبات خالقیت خدای متعال زیرا پذیرش اصول عقاید ازجلمه اثبات وجودوخالقیت خدا جزازطریق تفکرعقلانی وتلاش درونی وفکری خود مکلفین پذیرفتنی نیست واین دلیل روشنی است براین که  یگانه  فلسفه ی بعثت انبیاء (ع) این بوده است که مردم را به توحید عبادی فراخواند .  نه توحید ربوبی واین که خالق آسمان وزمین وما فیها چه کسی است ؟ زیرا معرفت به اصل وجود خدا یک معرفت فطری است واگرچنانچه استدلالهای هم دراین زمینه وجود دارد صرفا برای زدودن شبهات وهدایت اذهان به گنجینه ی نهفته درنهاد انسان ها ودرنهایت درک بهترمعارف الهی وتعمیق باورهای دینی وفربه شدن آن ها دروجود آدمی می باشد ومردمان عصررسالت نیزازاین قاعده مستثنی نیستند و همان گونه که پیشتر اشاره شد آنان به خالقیت ورباینت وحتی معبودیت خدای متعال اعتراف داشته است[8] . منتهی منکر آن شدند که تنهای تنها خدا را پرستش کنند و او را موثریگانه ی عالم بدانند .

  ازآیات شریفه : فلا تجعلوا لله اندادا وانتم تعلمون ... ومانند آن[9] استفاده می شود که با وجود این که مشرکان صراحتا اقراربالله داشته اند ومنظورشان ازتوسل به اندادالله نیز قربه الی الله زلفی بوده است . بازهم رفتار شرک آمیزآنان ازچشم تیزبین خدای متعال دورنماند ازاین رو رسول خویش را فرستاد تا آنان را به سوی  راه راست و توحید ناب دعوت نماید.

  البته مخفی نماند که شرک عبادی مراتب ولایه های پنهان نیزدارد که بسیاری ازاهل دیانت بدان مبتلاگشته اند . قرآن کریم نیزبراین مسئله مهرتایید زده است چنان که می فرماید : ومایومن اکثرهم بالله الاوهم مشرکون .[10]سخن این آیه آن است که برخی ازیک سو دارای ایمانند وازسوی دیگرمشرکند . ازاین رو ظاهرا مقصود ازشرک دراین آیه شرک آشکارنیست . چراکه چنین شرکی هرگز باایمان جمع نمی شود . بنابراین به نظرمی رسد که مقصود آیه اشاره به مراتب خفی شرک به ویژه مراتب پنهان شرک عبادی است .

 براین اساس آقای صنعانی اذعان دارد که مشرکان درکنارعبادت خدا بت ها ومعبودان خود را نیز عبادت می کردند وگفتمان شان این بود که با این روش ما بیشتر می توانیم به خدای متعال نزدیک ترشویم وی درمقام تفسیرآیه 106. یوسف گفته است : ای مایقر اکثرهم فی اقراره بالله وبانه خلقه وخلق السموات والارض الا وهو مشرک بعباده الاوثان . ( تطهیرالاعتقاد . فصل2.ص9.) چنان که هنوزبرخی ازمسلمان نسبت به اولیاء و انبیا و... چنین تلقی را داشته ودارند .

  برخی مسلمانان معتقدند که انبیاء واولیاء می توانند نفع وضرری داشته باشند ودرپیش گاه خدا ما را شفاعت کنند . لذا ست که درمشکلات زندگی به آن ها متوسل شده وازایشان مدد ویاری می جویند .

  به نام شان سوگند می خورند وچیزهای را ازآنان درخواست می نمایند که جزخدای متعال قادربه انجام آن ها نیست مانند شفای مریض  بازگشت مسافروپیدا شدن اشیای گمشده و...

  ازهمین روست که برای آن ها نذرنموده کنارقبورشان قربانی می کنند وقبرها را طواف کرده بالمس وبوسیدن آن ها تبرک وتقرب می جویند .

  براساس این تلقی ازمنظرآقای صنعانی هیچ گونه تفاوتی میان اعمال ورفتار برخی مسلمانان حاضر ومیان اعمال ورفتاربت پرستان جاهلی وجود ندارد . هردو گروه دراین که رفتارشرک آمیزی دارند مساوی هستند . منتهی نام مورد تکریم وکرنش یک گروه وثن ولات ویعوث و...  ونام دیگری مشهد وقبرو... گذاشته شده است[11] .

  لازمه ی این سخن آن  است که عوض شدن اسم هیچ اثری ندارد چنان که اگرکسی شراب را حتی اگر به نیت ونام آب بنوشد بازهم عقلاوفقهای عالم با او به عنوان یک شارب الخمربرخورد خواهند کرد [12].

  آقای صنعانی قائلند که اولین کسی که درتاریخ نام ناهنجاری وگناه را به نام های فریبنده و وسوسه انگیزتغییرداد وشجره ی ممنوعه را به عنوان امری معقول نزد آدم (ع) جلوه داد و او را ازتعبد وسرسپردگی به ذات ربوبی بازداشت ابلیس است .

  براساس همین رویکرد است که می گوید : رفتاربرخی مسلمانان زمان ما عینا همان رفتارمشرکان عصررسالت است  وصرفا تغییرنام اشکال وارده را هرگز برطرف نخواهد کرد زیرا آنان اموات را با کلمات شرک آمیز مورد خطاب قرارمی دهند ومی گویند : علی الله وعلیک ویافاطمه اشفعی لی فی الجنه و...

  هرگروهی باب الحوائج جداگانه ی دارند : درعراق وهند عبدالقادرجیلانی است ودردرتهامه زیعلی وابن العجیل و درمکه وطائف ابن عباس و...  خلاصه این که درهردهی مرده های مورد احترامی وجود دارد که مردم هرگاه در زندگی با سختی وشداید مواجه می شوند به آن ها پناه می برند ونام شان را تکرار می کنند[13] .

  وی تصریح می کند که : اگرچنانچه گفته شود که قبوریون مشرک نیستند  زیرا منظورشان اززیارت قبور و درخواست شفاعت قراردادن شریک برای خدای متعال نیست.

  درجواب باید گفت : آنان به زبان یک  سلسله سخنانی را جاری می سازند که حاکی ازاعتقادات شان نیست واین ازجهل شان ناشی می شود چون تعظیم اولیاء وکشتن قربانی کنارقبورشان و... همگی ازمظاهر شرک است  واین گونه  اظهارات زبانی ذره ی به حال شان سودی نخواهد بخشید . چون عملکردشان آشکارا این سخنان را تکذیب می کند [14].

 الزهاوی نیزدرالفجرالصادق می گوید : وهابیان درجواب شیعیان که می گویند این دیدگاه ودل بستن واعتقاد ما به ائمه واولیا ء صرفا برای تقرب الی الله است گفته اند : مشرکان نیزهنگام پرستش بت ها همین عذرها را می آوردند اما هرگزبه عنوان توجیهات موجه ومقبولی تلقی نشدند . چنان که خدای متعال ازقول مشرکین می فرماید : ما بت ها را نمی پرستیم مگر برای تقرب الی الله[15] .

  آقای صنعانی می گوید : اگربازهم گفته شود که اگرچنانچه قبوریون وشفاعت خواهان حقیقتا مشرک هستند لازم است باآنان به جهاد ومبارزه برخیزیم  همان گونه که رسول الله صلی الله علیه وسلم با مشرکان زمان خودش به مبارزه برخاست .

  درپاسخ می گوئیم : برخی اهل علم چنین فتوی داده اند که ابتدا آن ها را به توحید ناب راهنمائی کنید هرکس ازاعمال خرافی خود برگشت خون ومال شان محترم است واما اگر چنانچه کسی پافشاری واصراربورزد خون ومالش مباح خواهد بود[16] .

  چنان که مورخان نوشته است بنی حنیفه با این که اهل نماز وشهادت به وحدانیت خدا ورسالت رسول اکرم بودند اما صرفا با گفتن این که  مسیلمه نبی الله  است  صحابه آن ها را به قتل رسانیدند .  [17]

  همچنین امیرالمومنین علی (ع) دستورقتل اصحاب عبدالله ابن سبا را صادرفرمودند با وجود این که آن ها به شهادتین اقرارداشتند . تنهاگناه آنان این بود که مانند قبوریون وشفاعت خواهان زمان ما درحق او غلو کرده بودند[18] .

  صنعانی ازاین هم فراتررفته و گفته است همه علما اتفاق نظر دارند که هرگاه کسی منکر معاد شود اگر چه اقرار به شهادتین هم بکند بازکافراست وباید ازبین برود  . با این وجود تکلیف کسانی که برای خدای متعال شریک قائل می شوند معلوم است[19] .

  با این تلقی ورهیافت روشن است که اگر اعمال و رفتارمخالف توحید عبادی ازمردم سربزند اقرارواعتراف لفظی شهادتین شان هیچ گونه سودی نخواهد داشت . چنان که این اقرار برای یهود وخوارج  فائده نبخشید .

  رسول خدا درباره ی خوارج که عبادت صحابه درمقایسه با عبادت واظهاربندگی آنان ناچیزشمرده می شود فرموده است : اگرمن آن ها را درک می کردم همچون قوم عاد که سزاوارقتل بودند آن ها را می کشتم[20] .

  اگر کسی بگوید که تکریم قبور وطلب شفاعت ازآن ها به معنی پرستش آن ها نیست وکسی به منظورپرستش  آن ها را تکریم نمی کند  و جزخدا را عبادت نمی کند ونماز وروزه وحج شان برای خداست .  درجواب می گوئیم : آن ها  حقیقت عبادت را نفهمیده اند زیرا عبادت منحصربه نماز وروزه وحج نیست بلکه اساس وریشه عبادت اعتقاد درست است  که این مسئله آشکارا با دعا وندا وتوسل واستغاثه وسوگند ونذر دربرابرقبورمنافات دارد . زیرا فروکاهش توکل واستعانت ازخدا به توسل وشفاعت خواهی ازاولیاءازمصادیق شرک به شمارمی رود .

   ابن تیمیه نیزدرمنهاج السنه می نویسد : شیعه مشاهدی را که روی قبورساخته اند تعظیم  می کنند شبیه مشرکین درآنجا اعتکاف می کنند وبرای آن ها حج انجام می دهند همان گونه که حجاج به سوی بیت عتیق انجام می دهند[21] .

 پس ازنظرعلمای وهابی هرکس قبور را تکریم وقدیس نماید ودربرابرآن ها به توسل وشفاعت خواهی بپردازد مشرک است زیرا با این کارشان خود را به شکل مشرکان پیشین درآورده است . آنان ازاین هم فراتررفته می گویند : حتی اگرکسی کلمه ی کفرآمیزی را برزبان بیاورد بازهم کافراست .

  اکنون سوال اساسی آن است که اگر مرزمیان توحید وشرک تا این حد باریک وذره بینی باشدبرفرض که چنین باشد پس ما نباید اکنون حتی شاهد یک پاره آجری ازبناهای عظیم روی قبورگذشتگان باشیم . درصورتی که برخی از گنبد وبارگاه های روی قبور باشکوه ترازگذشته وجود دارد وحتی متوسلین وشفاعت خواهان آن ها نیزافزایش یافته است تا آنجا که می شود ادعا کرد که اغلب شهرهای اسلامی ازاین قبورومشاهد وگنبد وبارگاه های باشکوه وپرشلوغ خالی نیست . حتی اکثرقبور به مسجد تبدیل شده ودربرخی مساجد خیل عظیمی ازمومنین مدفون است [22].

  پس ازنظرعقل سلیم شناعت شرعی  این مسئله  پذیرفتنی نیست . زیرا عالمان واندیشمندان دینی گرچه باهم دراستنباط وفهم متون دینی اختلافاتی پیدا می کرده اند ولی همگی دربرابراین مسئله همواره سکوت اختیارکرده بوده اند . آیا این دلیلی برحقانیت آن نیست ؟

  ازنطقه نظر صنعانی پاسخ دراینجا به روشنی منفی است . وی می گوید : اگر کسی انصاف داشته باشد ومقلدانه به دنبال آداب ورسوم آبا واجدادی خویش نباشد وهرچیزی را صرفا ازروی دلیل نفی یا اثبات نماید  به روشنی خواهد دید که این امور رایج ومتداولی که تا به امروزبرافواه وقلوب مردم می گذشته است ازاساس نادرست است .

  ازنظر صنعانی ابتدا این مسئله ازعوامی  صادرشده است که اسلام شان تقلید بی دلیل بوده است چنانچه مشاهده می شود برخی برای قبورنذرمی کند وازمسافت های دور به زیارت شان می شتابند ومقداری ازخاک شان را تبرکا می خورد وخود را با خاک شان آلوده می کند و دورآن ها طواف می کند وازاین رو در دل آن ها عظمتی نسبت به آن چه تعظیم می کند تلقین وخلق می شود .

 وی بازگفته است : براین عقیده -  که قبرها عظمت دارد -  خردسالان بزرگ می شوند وبزرگان پیرمی شوند ونسلا بعد نسل کسی به کارآن ها اعتراض نمی کند . بلکه همان گونه که معروف است شخصیت های علمی ومدعیان دانش وفضل آنچه را عوام احترام کرده اند احترام می کنند .

 بدین سان دل بستگی وابرازاحساسات افراطی این چنینی اغلب متاثرومستمد ازتقلید وتعصب های بی دلیل است . ازاین رو این عمل عوامانه نسلا بعد نسل به آهستگی روزبه روز فربه ترشد تا آنجا که هم اکنون به عنوان یکی ازآموزه های اصیل ومهم دینی تلقی می شود [23].

  آقای صنعانی درقالب مثال می کوشد نظریه ی خود را دراین خصوص تبیین نماید ومی گوید : ازباب مثال این مالیات وحق گمرکی که حرمت آن از ضروریات دین به شمارمی رود اکنون درتمام مناطق وجود دارد وبه شکل یک امرمانوس درآمده است وهیچ گوشی شنوایی شناعت آن را نشنیده است .

  دست مالیات بگیران حتی به شریف ترین بقاع زمین که مکه مکرمه است نیزدرازشده است وامروزه ازحجاج بیت الله الحرام مالیات گرفته می شود درحالی که براثرسکوت عالمان دینی هم اکنون قبح وزشتی آن کاملا فرو ریخته است .

  وی بازشاهد خود را آن می داند که حتی درحرم امن الهی بعضی ازملوک بی دین بین عبادت بندگان تفرقه مورد نظرشیطان را ایجاد کرده تا آنجاکه مسلمانان مورد تمسخرغربیان قرارگرفته است .

  اما با این وجود مردم سکوت اختیارنموده وعلمای که همه ساله ازتمام آفاق واکناف عالم درآنجا جمع می شوند وبدعت ها را ازنزدیک دیده ومی شنوند نیزعملا کاری انجام نمی دهند . آیا این سکوت ها همه دلیلی برجوازاین بدعت ها است ؟[24]

  آقای صنعانی می گوید : اگرچناچه کسی درباره ی بنا وابقای مرقد مطهرحضرت رسول اکرم (ص) سوال کند درجواب خواهیم گفت که ازنظرمستندات تاریخی حقیقت آن است که بنای این قبه ی بزرگ توسط  شخص رسول الله (ص) واصحاب او وتابعین وحتی تابعین تابعین آن بزرگوارنیزانجام نیافته است . قبه ی موجود رسول اکرم (ص) ابتدا توسط  برخی پادشاهان متاخرمصری ازجمله ( قاوون صالحی ) معروف به ملک منصور درسال 678 ساخته شده است .

  بدین ترتیب ازمنظرصنعانی دلبستگی وابرازاحساسات افراطی این چنینی اغلب متاثرومستمد ازتقلید وتعصب های بی دلیل است ازجمله ساختن قبه وبارگاه ودرنتیجه توسل وشفاعت خواهی کنارآن ها ابتدا توسط پادشاهان تاسیس گردیده وکاملا یک مسئله سیاسی بوده است  منتهی سپس به آهستگی رنگ وبوی دینی وهویتی تازه یافته است .

  وی درادامه می گوید : این آخرین چیزی است که ما آن را ایراد کردیم ازچیزهای که عموم مردم به آن ابتلاء گردیده وعلما هم ازمخالفت با آ ن  بنا به دلائلی طفره رفته وحتی برخی از آن ها ازعوام پیروی کرده اند تا آنجا که معروف منکر و منکر معروف گشته است[25] .

  این ها ونمونه های بسیاردیگر ظاهرا حاکی ازآن است که ساختمان سازی روی قبرها ودرنتیجه اجتماع وسوگواری وتوسل وشفاعت خواهی کنار آن ها بدعت بوده زیرا این امر بعد ازعصرتابعین رواج یافته است .

  چنان که قاضی القضاه وهابیان به نام عبدالله بین سلیمان بلیهد درمقاله خود که درنشریه ( ام القری . شماره ماه جمادی الثانی 1346ق.) منتشرشده است می گوید : نشنیده ام که این امور درقرون نخست اسلامی رخ داده باشد . بلکه بعد ازگذشت پنج قرن این بدعت ها ظاهرگشته است .

  بلیهد برای اثبات مدعای خود واین که هم اکنون مشاهد به صورت بت درآمده وتوجه وتوسل وشفاعت خواهی درکنارآنان عینا همان اعمال ورفتارمشرکان در بت پرستی است پس ازورود به شهرمدینه 1344ق. ازعلمای آنجا استفتائی را به صورت زیرترتیب داده است :

  علمای مدینه درمورد ساختمان سازی روی قبرها وتوسعه ومجسد سازی کنارآنان چه نظری دارند ؟ اگربه نظرشما اشکال شرعی دارد آیا ویران کردن آن ها واجب است یا خیر؟ اگراین گونه ساختمان ها دراماکن وقفی ایجاد شود مانند مقابربقیع چه حکمی دارد ؟  ونیزاعمالی ازقبیل دست کشیدن روی قبوراز جمله قبررسول اکرم (ص) ودعا ونیایش وتوسل وشفاعت خواهی وروشن کردن چراغ روی آن ها و... جایزاست یا نه ؟

  درپاسخ این استفتا علمای مدینه این گونه جواب داده اند :

  ساختمان سازی روی قبوروتوسعه وگسترش آن ها وتوسل وشفاعت خواهی ودعا ونیایش درکنارآن ها بویژه دراماکن موقوفه با توجه به یک سلسله مستندات روایی ازقبیل حدیث ابی الهیاج وحدیث ابن عباس ومانند آن که در سنن وصحاح فراوان آمده است حرام وممنوع می باشد.

   درپایان این پاسخ این گونه آمده است : واما درمورد توجه به سمت حرم نبوی (ص) هنگام دعا ونیایش براساس آنچه درکتاب های مورد اطمینان آمده است سزاوار است که ازاین عمل نیزجلوگیری شود . چون جهت وسمت اصلی نیایش ها کعبه است[26] .

  براساس همین فتوی ها بود که وهابیان درنخستین باری که برمدینه مسلط شدند قبور ائمه بقیع را تخریب وهمه را با خاک یکسان کردند .

  ابن قیم جوزیه نیز براساس کتاب ( زادالمعاد فی هدی خیرالعباد ) گفته است : لازم است مشاهد وبناهائی که روی قبورساخته شده تخریب شود . چون آن ها بت ها وطاغوت های هستند که در کناروهمراه خدا پرستش می شوند .

  وی می گوید : پس ازآن که انسان قدرت برتخریب آن ها پیدا نماید جایزنیست که آن ها را به حال خود بگذارد زیرا آن ها همچون ( لات وعزی ) هستند بلکه شرک بااین چیزها شنیع تروبزرگتراست .

  همچنین وی اززمامداران اسلامی خواسته است که اموالی را که برخی مسلمانان به مشاهد وقبوراهداء ونذرنموده است درجهاد اسلامی ومصالح مسلمانان مصرف نموده واین گونه اماکن را ویران کنند ...[27]

 

 



[1].شیخ محمد بن اسماعیل صنعانی فقیه ومحدث ودارای 23اثرتالیفی ازجمله- تطهیرالاعتقاد عن ادران الالحاد-   درسال 1099ق. درشهرکحلان کشوریمن به دنیاآمد وسپس به صنعان نقل مکان نموده وتحصیلات خود را در رشته های حدیث وعقاید ومعانی- بیان وادبیات تکمیل کرده است . وی درسال 1182ق. درصنعا درگذشت ودرهمانجانیز به خاک سپرده شد. ( تطهیرالاعتقاد عن ادران الالحاد.تالیف الامام المحدث السلفی المجتهد الشهیر: محمد بن اسماعیل الامیرالیمنی الصنعانی. مصر. الازهر. ناشر: انتشارات محمدعلی صبیح1373ق.ص1.)

[2]. فاعلم ان هاهنا اصولا هی قواعد للدین . ومن اهم ما تجب معرفته علی الموحدین ... ( تطهیرالاعتقاد عن ادران الالحاد.ص2.)

[3]. القسم الاول توحید الربوبیه والخالقیه والرازقیه ونحوها ومعناه : ان الله وحده هو الخالق للعالم وهوالرب له والرازق لهم وهذا لاینکره المشرکون لایجعلون لله فیه شریکا بل هم مقرون به ...(تطهیرالاعتقاد.ص3.)

[4]. ولقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت ... سوره نحل /36.

[5]. هل من خالق غیرالله ...فاطر/3. افمن یخلق کمن لایخلق افلا ...نحل/17. افی الله شک فاطرالسموات والارض .ابراهیم /10... قل اغیرالله اتخذ ولیا فاطرالسموات والارض...انعام /14. هذا خلق الله فارونی ماذاخلق الذین من دونه ...لقمان /10. ارونی ماخلقوا من الارض ام لهم شرک فی السموات ...احقاف /4.

[6]. قال لقد علمت ما انزل هولاء الا رب السموات والارض بصائروانی لاظنک یا فرعون مثبورا . اسراء/102. کمثل الشیطان اذقال للانسان اکفرفلما کفرقال انی بریئ منک انی اخاف الله رب العالمین . حشر/16. قال رب بما اغویتنی لازینن لهم فی الارض ولاغوینهم اجمعین . حجر/39. قال رب فانظرنی الی یوم یبعثون . ص/79.

[7]. ا ذا عرفت هذه الاصول فاعلم ان الله تعالی جعل العباده له انواعا...( تطهیرالاعتقاد.ص7.)

[8]. ولذا قالوا ( قالوا اجئتنا لنعبدالله وحده) ای لنفرده بالعباده ونخصه بها من دون آلهتنا . فلم ینکروا الا طلب الرسل منهم افراد العباده لله ...( تطهیرالاعتقاد.ص10.)

[9]. این شرکائکم الذین کنتم تزعمون . ا نعام /22. وقیل ادعوا شرکائکم فدعوهم . قصص/64. قل ادعوا شرکائکم ثم کیدون فلاتنظرون .  اعراف /195.

[10] سوره یوسف/106.)

[11]. اذا تقرر عندک ان المشرکین لم ینفعهم الاقراربالله مع اشراکهم الانداد من المخلوقین معه فی العباده ولااغنی عنهم من الله شیئا وان عبادتهم هی اعتقادهم فیهم انهم یضرون وینفعون وانهم یقربون بهم الی الله زلفی وانهم یشفعون لهم عندالله تعالی فنحروا لهم النحائروطافوا بهم ونذروا النذورعلیهم وقاموا متذللین متواضعین فی خدمتهم وسجدوا لهم . ومع هذا کله فهم مقرون لله بالربوبیه وانه الخالق . ولکنهم اشرکوا فی عبادته ...( تطهیرالاعتقاد.ص20.)

[12]. وکذلک تسمیه القبرمشهدا ومن یعتقدون فیه ولیا لاتخرجه عن اسم الصنم والوثن  اذهم معاملون لها معامله المشرکین للاصنام ویطوفون بها طواف الحجا البیت الله الحرام و...( تطهیرالاعتقاد.ص21.)

[13]. وهذه بعینه فعل المشرکین فی الاصنام کما قلنا فی الابیات النجدیه :

اعادوا بها معنی سواعا ومثله یعوث و ود بئس ذلک من ود 

 وقد هتفوا عندالشدائد باسمها کما یهتف المضطر بالصمد الفرد

وکم نحروا من سوحها من نحیره   اهلت لغیرالله جهرا علی عمد

وکم طائف حول القبورمقبلا   ویستلم الارکان منهن بالید.(تطهیرالاعتقاد.ص11.)

[14]. فان قلت هولاء القبوریون یقولون : نحن لانشرک بالله تعالی ولانجعل له ندا . والالتجاء الی الاولیاء والاعتقاد فیهم لیس شرکا .

  قلت : نعم ( یقولون بافواههم مالیس فی قلوبهم ) لکن هذا جهل منهم بمعنی الشرک . فان تعظیم الاولیاء ونحرهم النحائرلهم شرک . والله تعالی یقول : ( فصل لربک وانحر) ای لالغیره کما یفیده تقدیم الظرف . ویقول الله تعالی : ( وان المساجد لله فلاتدعوا مع الله احدا ) وقد عرفت بما قدمناه قریبا انه صلی الله علیه وسلم قد سمی الریاء شرکا  فکیف بما ذکرناه.

  فهذه الذی یفعلونه لاولیائهم هوعین ما فعله المشرکون وصاروا به مشرکین  ولاینفعهم قولهم : نحن لانشرک بالله شیئا . لان فعلهم اکذب قولهم ...( تطهیرالاعتقاد.ص12.)

[15]. قالت الوهابیه ان اعتذارکم هذا عین اعتذارالمشرکین عن عباده الاصنام فقدقال تعالی حکایه عن المشرکین فی اعتذارهم عن عباده الاصنام : مانعبدهم الالیقربون الی الله زلفی . زمر/3. ( الفجرالصادق . افندی صدقی الزهاوی . مصر. ناشر: مطبعه الواعظ.1323ق.ص43.)

[16]. ... قلت الی هذا ذهب طائفه من اهل العلم فقالوا : یجب اولا دعائهم الی التوحید و... فمن رجع واقرحقن دمه وماله وذراریه  ومن اصرفقد اباح الله منه ما اباح لرسوله صلی الله علیه وسلم من المشرکین . ( تطهیرالاعتقاد.ص19.)

[17] مسیلمه بعد ازوفات پیغمبراسلام خود را پیغمبرنامید وترهاتی به نام آیات آسمانی به هم بافت .زنی به نام (سجاح) ازقبیله بنی تمیم درعراق نیزادعای پیغمبری می کرد . این دوجوان که جوان بودند چون به هم رسیدند با هم ازدواج کردند وخود را مهیای جنگ با اسلام کردند . مسلمانان درجنگ (یمامه) آن ها راشکست دادند . مسیلمه کشته شد وسجاح توبه کرد وزنده ماند چون مسیلمه به دروغ دعوی پیغمبری کرد او را مسیلمه کذاب می خوانند . (فرقه وهابی. نگارش وترجمه علی دوانی. قم .ناشر:رهنمون1382ش.ص93.

[18]. وهذا امیرالمومنین علی بن ابی طالب رضی الله عنه حرق اصحاب عبدالله ابن سبا وکانوا یقولون نشهد ان لااله الا الله وان محمدا رسول الله ولکنهم غلوا فی علی رضی الله عنه واعتقدوا فیه مایعتقد القبوریون واشباههم فعاقبهم عقوبه لم یعاقب بها احدا من العصاه و...تطهیرالاعتقاد.ص 17.)

[19]. وقد وقع اجماع الامه علی ان من انکرالبعث کفروقتل ولوقال لااله الاالله فکیف بم یجعل لله ندا ؟( همان.ص18.)

[20]. فثبت ان مجرد کلمه التوحید غیرمانع من ثبوت شرک من قالها لارتکابه لمایخالفها من عباده غیرالله ...(همان.ص 23.)

[21]. سید علی اصغررضوانی . شیعه شناسی وپاسخ به شبهات . ناشر: نشرمشعر1382ش.ج2.ص315.به نقل ازمنهاج السنه .

[22]. هم  اکنون درکشورهای عراق  سوریه  اردن  فلسطین مصر ایران و... مرقدهای متعددی ازائمه  واولیا وصلحا با ابنیه های بزرگ و با شکوهی به چشم می خورد . ازنظرتاریخی نیز مسعودی که یکی  ازمورخان قرن چهارم (345ق.) است  درباره ی قبرستان بقیع می گوید  : روی قبرآنان سنگی است که برروی آن نوشته شده است : به نام خدای رحمن ورحیم  سپاس خدایی را که امت ها را نابود ومردگان را زنده می کند . این قبرفاطمه بنت پیامبر وقبرحسن بن علی بن ابی طالب وقبرعلی بن الحسین بن ابی طالب وقبرمحمد بن علی وقبرجعفربن محمد است .( جعفرسبحانی تبریزی . وهابیت مبانی فکری وکارنامه عملی .قم . ناشر: موسسه امام صادق .1380ش. ص148. به نقل ازمروج الذهب .)

   محمد بن احمد بن جبیراندلسی که ازجهانگردان معروف قرن ششم است (540ق.) نیز مشاهد پیامبران وصالحان را درمصرومکه ومدینه وعراق وشام ... مشاهده کرده وحتی خصوصیات هریک را  درسفرنامه مشهورخود آورده است . رحله ابن جبیر. چاپ دارصادر1384.

   محمد بن محمود معروف به ابن النجار نیزگفته است : گنبد بسیاربلندی که ازقدمت زیادی برخورداراست با دو درب بزرگ دراول بقیع قراردارد وهرروزیکی ازآن ها برای زیارت مردم  بازمی شود و... (اخبارمدینه الرسول . تحقیق :  صالح محمد جمال. چاپ مکه مکرمه .)

[23]. قصص /36.

[24]. ومن هنا یعلم اختلال مااستمرعند  ائمه الاستدلال  من قولهم فی بعض ما یستدلون علیه انه ( وقع ولم ینکرفکان اجماعا ) . و وجه اختلاله ان قولهم ( ولم ینکر) رجم بالغیب . فانه قد یکون انکرته قلوب کثیره تعذرعلیها الانکاربالید واللسان . وانت تشاهد فی زمانک انه کم من امریقع لاتنکره بلسانک ولابیدک وانت منکرله بقلبک و...(تطهیرالاعتقاد . ص 21.) . فما کل سکوت رضی . فان هذه منکرات اسسها من بیده السیف والسنان ودماءالعباد واموالهم تحت لسانه وقلمه واعراضهم تحت قوله وکلمه . فکیف یقوی فرد من الافراد علی دفعه عما اراد ؟

  فان هذه القباب والمشاهد التی صارت اعظم ذریعه الی الشرک والالحاد واکبروسیله الی هدم  الاسلام وخراب بنیانه غالب -  بک کل -  من یعمرها الملوک والسلاطین والروسا والولاه و... (  تطهیرالاعتقاد .ص 22. )

[25]. وهذا آخرما اردناه لماعمت البلوی واتبعت الاهواء واعرض العلماءعن النکیرالذی یجب علیهم وما لوا الی مالت العامه الیه وصارالمنکرمعروفا والمعروف منکرا ولم نجد من الاعیان ناهیا عن ذلک ولازجرا. ( تطهیرالاعتقاد . ص 22. )

[26]. السوال الموجه الی علماء المدینه فی هدم القبور: ما قول العلماء المدینه زادهم الله فهما وعلما فی البناء علی القبور واتخاذها مساجد هل هو جائزام لا...؟

 وهذانص الجواب المنسوب لعلماء المدینه : اما البناء علی القبورفهو ممنوع اجماعا لصحه الاحادیث الواره فی منعه ولهذا افتی اکثرمن العلماء بوجوب هدمه ...( سید محسن الامین الحسینی العاملی . کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب . ایران . ناشر: مکتبه  الاسلامیه العامه . ص 359. )

[27]. ولم یکن من هدیه صلی الله علیه وسلم تعلیه القبورولابنائها بآجرولابحجر ولبن ولاتشییدها ولاطینها ولابناءالقباب علیها فکل هذا بدعه مکروهه مخالفه لهدیه صلی الله علیه وسلم وقد بعث علی ابن ابی طالب رضی الله عنه ان لاتدع تمثالا ... فابی المشرکون الا دعاءالمیت والاشراک به والاقسام علی الله به وسئواله الحوائج والاستعانه به والتوجه الیه بعکس هدیه صلی الله عیه وسلم ... ( زادالمعاد فی هدی خیرالعباد . ناشر: دارالفکر. ج1.ص146. للفقیه الحنبلی المفسرالنحوی الاصولی المتکلم الشهیربابن قیم الجوزیه 751-691 ق. ابن قیم جوزیه محمد بن ابی بکر حنبلی مولف کتاب (زادالمعاد) شاگرد ابن تیمیه است . ابن قیم دومین فقیه ومحدث مشهوری است که وهابیان روی فتاوای او تکیه می کنند . شخص نخست استادوی ابن تیمیه وسومین آن ها محمد بن عبدالوهاب است  .

 

 



[1]. ولقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله ... سوره نحل/36.

[2] سوره یس /60-61.

[3]. ( محمد بن عبدالوهاب . الجامع الفرید . ص 254). این کتاب مشتمل برتعدادی ازکتب ورساله های علمای وهابی است که توسط دارالاصفهانی للطباعه 1393ق. درجده به نشر رسیده است .

[4]. والاله بمعنی المالوه المعبود الذی یستحق العباده لیس هوالاله بمعنی القادرعلی الخلق فاذا فسرالمفسرالاله بمعنی القادرعلی الاختراع واعتقد ان هذا اخص وصف الاله وجعل اثبات التوحید هوالغایه فی التوحید کما یفعل ذلک من یفعله من متکلمه الصفاتیه وهوالذی ینقلونه عن ابی الحسن واتباعه لم یعرفوا حقیقه التوحید الذی بعث الله به رسله فان مشرکی العرب کانوا مقرین بان الله وحده خالق کل شیء و...( شیخ الاسلام ابی العباس احمد ابن تیمیه الحرانی الدمشقی الحنبلی المتوفی728ق. -بیان موافقه صریح المعقول لصحیح المنقول- درحاشیه منهاج السنه .ص 134.)

[5]. وما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم فیضل الله ما یشاء ویهدی من یشاء وهوالعزیزالحکیم . ابراهیم /54. زمر/28.

[6]. ولاشبهه فی لزوم اتباع ظاهرکلام الشارع فی تعیین مراده فی الجمله لاستقرارطریقه العقلاء علی اتباع الظهورات فی تعیین المرادات ... (کفایه الاصول. لشیخ الآخوند محمدکاظم الهروی الخراسانی. 1329-1255ق. قم . ناشر: موسسه النشرالاسلامی .ص323 .) و( نقدی برقرائت رسمی ازدین . محمد مجتهد شبستری . تهران . طرح نو. ص372.) و( کالبد شکافی پلورالیزم دینی . علی ربانی گلپاگانی . کتاب نقد. ش4. 1374.ص142.) و...

[7]. وهذا التوحید هومعنی قولک : لااله الاالله . فان الاله هوالذی یقصد لاجل هذه الامور سواء ملکا او نبیا او ولیا او شجره اوقبرا اوجنیا . لم یریدوا ان الاله هوالخالق الرازق المدبر. فانهم یعلمون ان ذلک لله وحده کماقدمت لک . وانما یعنون بالاله مایعنی المشرکین فی زماننا بلفظ  السید فاتاهم النبی صلی الله علیه وسلم یدعوهم الی کلمه التوحید وهی لااله الاالله . والمراد من هذه الکلمه معناها لامجرد لفظها ... والکفارالجهال یعلمون ان مراد النبی صلی الله علیه وسلم بهذه الکلمه هو افراد الله تعالی بالتعلق به والکفربما یعبد من دون الله والبرائه منه . فانه لما قال لهم : قولوا لااله الاالله . قالوا : اجعل الآلهه الها واحدا ان هذا لشیء عجاب . فاذا عرفت ان جهال الکفاریعرفون ذلک فالعجب ممن یدعی الاسلام وهو لایعرف من تفسیرهذه الکلمه ما عرفه الجهال الکفره . بل یظن ان ذلک هوالتلفظ بحروفها من غیراعتقاد القلب لشیء من المعانی . والحاذق منهم یظن ان معناه لایخلق ولایرزق الاالله ولایدبرالامرالاالله .  (کشف الشبهات . لشیخ الاسلام محمد بن عبدالوهاب. ص6. )

[8]. وما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه . ابراهیم /4.

[9]. صادق لاریجانی ( تاملاتی درحاشیه اقتراح ) نقد ونظر. شماره2. 1374.ص 51. مجتهد شبستری ( هرمنوتیک کتاب وسنت ) تهران . طرح نو.  ص236. عبدالله نصری (رازمتن ) تهران . آفتاب توسعه .ص 236.و...

[10]. واما ما اشتهر فی العوام ان کلام الله ورسوله من الغموض والدقه بمکان لایفهمه فیه الناس ویحتاجون فی فهمه الی علم غزیرولاقبل لنا بفهم القرآن والحدیث . اما العمل بمقتضاه وتطبیقه فلاینوء به الاخاصه الخاصه من الذین سمت همتهم وتزکت نفوسهم من الزهاد والعباد ولامطمع لنا فی ذلک وحسبنا ان نفهم کلام امثالنا ونهتدی بهدیهم ونمضی علی ما درج علیه آبائنا وعامه اهل بلادنا . فیعرف الخبیرانه کلام لانصیب له من الصحه لان الله تعالی یصف کتابه المجید بالبیان والوضوح .فلقد قال فی سوره البقره : ولقد انزلنا الیک آیات بینات ومایکفربها الاالفاسقون و...( رساله التوحید . لشیخ اسماعیل بن عبدالغنی الدهلوی . ناشر: وزارت الشوون الاسلامیه والاوقاف والدعوه والارشاد . مملکه العربیه السعودیه . ص 80 .)

[11]. نهج البلاغه . خطبه 133.

[12]. ویعبدون من دون الله مالا یضرهم ولاینفعهم ویقولون هولاء شفعائنا ... یونس /18 .زمر/3.

[13] [13]. چنان که مسعودی دراین زمینه نوشته است  : کانت العرب فی جاهلیتها فرقا : منهم الموحد المقربخالقه المصدق بالبعث والنشورموقنا بان الله یثیب المطیع ویعاقب العاصی و...وکان من العرب من اقربالخالق واثبت حدوث العالم واقربالبعث والاعاده وانکرالرسل وعکف علی عباده الاصنام وهم الذین حکی الله عزوجل قولهم : مانعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی .... ومنهم من اقربالخالق وکذب الرسل والبعث ومال الی اهل الدهر وهولاء الذین حکی الله تعالی الحادهم وخبربقوله تعالی : وقالوا ماهی الا حیاتناالدنیا نموت ونحیا ومایهلکنا الاالدهر... ومنهم من مال الی الیهودیه والنصرانیه  ومنهم المارعلی عنجهیته الراکب لهجمته . وقدکان صنف من العرب یعبدون الملائکه  ویزعمون انها بنات الله فکانوا یعبدونها لتشفع به الی الله وهم الذین اخبرالله عزوجل عنهم بقوله تعالی : ویجعلون لله البنات سبحانه ولهم ما یشتهون . وقوله تعالی : افرئیتم اللات والعزی ومناه الثالثه الاخری الکم الذکروله الانثی تلک اذا قسمه ضیزی . ( ابی الحسن علی بن الحسین بی علی المسعودی . المتوفی فی عام 346ق.مروج الذهب ومعادن الجوهر. بیروت . ناشر: دارالاندلس . ج 2. ص 102. ) دراین متن تلویحا ازشکلهای مختلف دین داری وخداباوری سخن به میان آمده ولی باطن واصل دین داری که همان تعلق خاطروباورمندی به خالق هستی است هیچ گاه مورد انکارآنان نبوده است .

[14]. الفجرالصادق . افندی صدقی الزهاوی . مصر. ناشر: مطبعه الواعظ. 1323ق.ص64.

[15] وانما اراد طلب المنزله بالطاعه فی قلوب الناس فالمرائی عبدالله لاغیره لکنه خلط عمله بطلب المنزله فی قلوب الناس فلم یقبل له عباده وسماها شرکا . کما اخرج مسلم من حدیث ابی هریره رضی الله عنه .( تطیرالاعتقاد . صنعانی . فصل2.ص9.)

[16]. فان قال : هولاء الآیات نزلت فیمن یعبد الاصنام  کیف تجعلون الصالحین مثل الاصنام  ام کیف تجعلون الانبیاء اصناما ؟ فجاوبه بماتقدم فانه اذا اقران الکفاریشهدون بالربوبیه کلها لله وانهم ما ارادوا ممن قصدوا الاالشفاعه .  ولکن اذا ان یفرق بین فعلهم وفعله بماذکره  فاذکره له ان الکفارمنهم من یدعوا الصالحین والاصنام ومنهم من یدعوالاولیاء الذین قال الله فیهم : اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیله...سوره اسراء/57.مائده/75.76.116 سباء/40. یونس/18. زمر/3. عنکبوت/41. حج/73. فقل له : اعرفت ان الله کفرمن قصد الاصنام وکفرمن قصدالصالحین وقاتلهم رسول الله صلی الله علیه وسلم ( کشف الشبهات لشیخ الاسلام محمد بن عبدالوهاب .ص4. )

[17]. فاذا عرفت ان هذا الذی یسمیه المشرکین فی زماننا هذا (الاعتقاد)  هوالشرک الذی انزل الله فی القرآن وقاتل رسول الله صلی الله علیه وسلم الناس علیه فاعلم ان الشرک الاولین اخف من شرک اهل زماننا بامرین : ... ( کشف الشبهات.ص7.)

 

 

 



[1]. قل لله الشفاعه جمیعا له ملک السموات والارض ثم الیه ترجعون . زمر/44.

[2]. من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه . بقره / 255. یعلم ما بین ایدیهم وما خلفهم ولایشفعون الا لمن ارتضی وهم من خشیته مشفقون . انبیاء/28.

[3]. واذا مرضت فهویشفین . شعراء/80.

[4]. یا ایهاالذین آمنوا انفقوا مما رزقناهم من قبل ان یاتی یوم لابیع فیه ولاخله ولاشفاعه والکافرون هم الظالمون. بقره 254.

[5]. ولایشفعون الا لمن ارتضی وهم من خشیته مشفقون . بقره /255.  کیست که نزد خدا شفاعت کند مگر به اذن او. سید محسن الامین . کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبد الوهاب. ص 208. به نقل ازرساله اربع القواعد : وقال محمد بن عبدالوهاب ایضا فی رساله اربع قواعد : الشفاعه شفاعتان  منفیه ومثبته . فالمنفیه ما کانت تطلب من غیرالله فیما لایقدرعلیه الاالله . لقوله تعالی : یا ایها الذین آمنوا ... والمثبته هی التی تطلب من الله و...

[6]. طاهری خرم آبادی . شفاعت . قم . ناشر : بوستان کتاب 1385.ص16.

[7]. قل لله الشفاعه جمیعا له ملک السموات والارض ...

[8]. من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه . بقره /255.

[9]. ومن یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه وهو فی الآخره من الخاسرین . آل عمران / 85.

[10]. فالمتعین علی کل مسلم صرف همته وعزائم امره الی ربه تبارک وتعالی بالاقبال الیه والاتکال علیه والقیام بحق العبودیه لله عزوجل . فاذا مات موحدا استشفع الله فیه نبیه . بخلاف من اهمل ذلک وترکه وارتکب ضده من الاقبال الی غیرالله بالتوکل علیه ورجائه فیما لایمکن وجوده الا من عندالله والالتجاء الی ذلک الغیر مقبلا علی شفاعته متوکلا علیها طالبا لها من النبی (ص) اوغیره فان هذا بعینه فعل المشرکین واعتقادهم  ولا نشئات فتنه فی الوجود الا بهذا الاعتقاد .  سلیمان بن سمحان النجدی . الهدیه السنیه والتحفه الوهابیه النجدیه . مصر . ناشر: المنار. چاپ اول . ص 8.

[11]. ولئن سئلتهم من خلق السموات والارض لیقولن الله .  لقمان / 25.

[12]. کشف الارتیاب ص 6.

[13]. سوره زمر/3.ویونس/18.

[14]. فاذا عرفت ان هذا الذی یسمیه المشرکون فی وقتنا هذا (الاعقتاد) هوالشرک الذی انزل فیه القرآن وقاتل رسول الله الناس علیه . فاعلم ان الشرک الاولین اخف من الشرک اهل وقتنا بامرین : احدهما ان الاولین لایشرکون ولایدعون الملائکه والاولیاءوالاوثان مع الله الافی وقت الرخاء واما فی الشده فیخلصون لله الدین . کما قال تعالی : واذا مسکم الضرفی البحر... وقوله : واذا مس الانسان ضر دعا ربه ...وقوله : واذا غشیهم موج کالظلل دعوالله مخلصین له الدین .فمن فهم هذه  المسئله التی وضحها الله فی کتابه وهی ان المشرکین الذین قاتلهم رسول الله (ص) یدعون الله ویدعون غیره فی الرخاء واما فی الضره والشده فلایدعون الا الله وحده لاشریک له وینسون ساداتهم  تبین له الفرق بین شرک اهل زماننا  وشرک الاولین  لکن این من یفهم قلبه هذه المسئله فهما راسخا ؟ والله المستعان .

  والامرالثانی ... محمد بن عبدالوهاب . وکشف الشبهات فی التوحید. مدینه منوره . ناشر: جامعه الاسلامیه 1413ق.16.

[15]. قل من یرزقکم من السماء والارض امن یملک السمع والابصار ومن یخرج الحی من المیت ویخرج المیت من الحی ومن یدبرالامر فسیقولون الله  فقل افلاتقون . یونس/31. قل من رب السموات السبع ورب العرش العظیم . مومنون/86. ...

[16]. وان المساجد لله فلاتدعوا مع الله احدا . جن/18.

[17]. محمد بن عبدالوهاب . کشف الشبهات . مصر . ناشر : المنار. ص 2.