مباحث اعتقادی و روش ها
عالمان دینی درمباحث اعتقادی اغلب با سه رویکرد ذیل مواجه بوده اند :
1- روش نقلی ظاهرگرایانه ؛ که اهل حدیث ، وهابیان حنبلی وتا حدودی اخباری های شیعی طرفدارآن بوده اند . دراین روش به بهانهء اهتمام به ظواهردینی ، تفکرعقلانی که موهبت وحجت الهی بر بشراست مورد بی اعتنایی قرارگرفته است .
2- روش عقلی خالص ؛ که فلاسفه مشایی ومتکلمان عدلیه ( امامیه ومعتزله ) این روش را به کارگرفته اند . دراین روش هرچیزی که با عقل بشری قابل درک وفهم نباشد مورد بی مهری قرارمی گیرد واحیانا تفسیری به رای نیز ازآن ارایه می شود ، مانند مسائل مربوط به وحی ومعراج ومعاد ومانند آن .
3- روش عقلی تفکیکی ؛ این روش برآن است که تفکرعقلانی هم قبل ازاثبات وحی لازم ومعتبراست وهم پس ازآن ، براساس این دیدگاه ، راه وشیوه ء مطمئن دراثبات وتبیین آموزه های دینی ، جست و جو وتفکرعقلانی در داده های وحیانی است .
نقطه ء قوت این روش آن است که نه مانند اهل حدیث وظاهرگرایان به ظواهروحیانی می چسبد و نه مانند مشائیان به عقل روی می آورند و نسبت به گزاره های وحیانی کم اعتنا می شوند .
پیشینه وریشه ها ی این روش
1- روش سوم را ، اولین بارشیخ اشراق درنگارش رساله ء ( الالواح العمادیه ) به کارگرفته است .
2- پس از وی صدرالمتالهین شیرازی لزوم استشهاد واستناد به داده های وحیانی را یادآورشده و درآثارکلامی وفلسفی خود به صورت گسترده ازآیات وروایات استفاده کرده است .
3- ملاهادی سبزواری نیز در برخی آثارخود مانند ( اسرارالحکم ) روش صدرالمتالهین شیرازی را دنبال کرده است .
4- علامه شبرنیردرکتاب ( حق الیقین ) سعی کرده است تا ازعقل درکنار وحی برای تحلیل و دفاع ازگزاره های اعتقادی بهره گیری کند .
5- دردوران اخیراین روش توسط علامه سید محمد حسین طباطبایی پی گیری شده است . چنان که درالمیزان فی تفسیرالقرآن و رسائل توحیدی ومانند آن این روش به روشنی دیده می شود . علامه درمقدمه ء المیزان روش های رایج درفهم وتبیین وتفسیرآموزه های دینی را به بوته نقد گزارده ونوشته است : برخی رای فلسفی وکلامی وعلمی وعرفانی خود را برآیات قرآن تحمیل وقرآن را برآراء خود تطبیق کرده اند ، درحالی که فهم وتفسیر درست آن است که هر رای ونظری ابتدا برقرآن عرضه گردیده آنگاه درستی یا نادرستی آن با معیارقرآن سنجیده شود .
6- پس ازعلامه ، شهید مطهری نیزاین روش را درآثارکلامی – فلسفی خود به کارگرفته است . شیهد مطهری درتمام مباحث اعتقادی خود همانند : عدل الهی، انسان وسرنوشت، خاتمیت، حق وباطل، توحید، نبوت، سیری درنهج البلاغه، اصول فلسفه وروش رئالیسم ومانند آن ، علاوه برتحلیل عمیق عقلانی ، به آیات وراویات نیزکاملا عنایت داشته وآن ها را مورد استناد قرار داده است .
خلاصه آن که برخی عالمان دینی درمباحث اعتقادی خود ، هم تحلیل عقلی وفلسفی دارند وهم تحقیق قرآنی وروائی ، و در واقع عملا عقل و وحی را مکمل یکدیگرتلقی نموده و ازهر دوی آن ها برای اثبات وتبیین باورهای دینی استفاده کرده اند .
این یک کودک مسلمان آسیایی است که همه او را فراموش کرده اند!